سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۲۰

نویسنده(ها):

ابراهیم کنعانی – دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

چکیده:

این مقاله بر اساس فلسفه پدیدار شناسی (Phenomenology) ادموند هوسرل (Edmund Husserl) تدوین یافته است. هوسرل معتقد بود که باید پدیدار را از هر امر غیر ذاتی و عارضی پیراست تا امر ذاتی ظاهر شود . (پدیدارشناسی چیست : ۳۴ ) بنابراین پدیدارشناسی، کوششی است برای رهیابی به ذات و سرچشمه شناخت . پدیدار شناسی، هر چند مکتبی فلسفی است اما به دلیل ماهیت تأویل مدارانه خود، بر پایه معرفت شناسی با ادبیات عرفانی و عشق و جذبه و شهود آن، رابطه معنی داری دارد و بر پایه روششناختی، با تعلیق پیش زمینه های ذهنی و تقلیل مضامین متکثّر به زیرساخته ای کلّی و ریشه ای، در شفّاف سازی نقد و داوری ادبی مؤثّر است . فلسفه پدیداری در سطح ادبیات مفسر نقد آزاد و فاهمه های ادبی شفّاف بر اساس ادراک و تجربه های شهودی است . نگاه پدیدار شناسی مولانا نیز مولود جهان بینی تأویل گرایانه اوست. نقد دیدار شناختی ادبیات، به دلیل تمرکز منتقد به فراسوی ساخت کلامی متن با ساخت شکنی و به دلیل اصلاح ساختار شناخت با هرمنوتیک، در ارتباط است. این نوشتار در پی آن است تا با ایجاد ارتباطی بین د یدگاه پدیدارشناسی به عنوان نقدی خواننده مدار و نشانه -معنا شناسی، به تحلیل گفتمانی حکایت «دیدن خوارزمشاه رحمت الله علیه درسیران در موکب خود اسبی بس نادر…» از دفتر ششم مثنوی، بر اساس معیارهای فلسفه پدیداری بپردازد تا از این رهگذر بتواند به نگاهی نو و سیال ازمتن زایشی مثنوی دست یابد.