سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

محمدرضا هاشمی –
محمدعلی شمس –

چکیده:

در این مقاله نویسندگان ویژگی های تاریخ بیهقی در چارچوب نظریه نوین هوش داستانی از دیدگاه رندال ( ۱۹۹۹ ) مورد واکاوی قرار می دهند. هوش داستانی به مجموعه توانایی هایی مربوط می شود که زمینه درک و باز تولید ساختارهای روایی را فراهم می سازد. به عقیده پژوهشگران و متخصصان روایت شناسی و هوش داستانی، استفاده از قابلیت های تحلیلی این نظریه موجب گشایش عرصه های جدید و آشکار شدن نکات نودر مورد ساز و کارهای تاریخ نگاری در اثر بیهقی می گردد که پیش از این مغفول مانده اند. در این مقاله نشان داده می شود که چیر گی بیهقی در بهره گیری از توان مندی خود در پیرنگ پردازی، شخصیت پردازی و ژانرپردازی به وی این امکان را داده است که سال ها پیش از ارائه نظریات تاریخ تحلیلی توسط متفکران غربی بسیاری از اصول مورد نظرآ نان را به شکلی ماهرانه مورد توجه قرار دهد. در پایان ظرفیت های ساختاریمطالعات روایت شناختی در ایجاد پیوندهای تحلیلی میان ادبیات فارسی و اصول نوین روایت شناسی و تاریخ نگاری علمی مورد بحث قرار می گیرد.