ترکیب واژه های: سخن، نبود، درازی، با این و بیهوده که کلمات تشکیل دهنده  یک شعر زیبای فارسی است (بیهوده سخن بدین درازی نبود) جملهای ۱- «سخن بیهوده بدین درازی نبود» که به صورت ضرب المثل رایج شده است، مصراع چهارم یک رباعی از عارف اندیشمند قرن هفتم به نام شیخ علاءالدوله سمنانی (۶۵۹-۷۳۶ هجری قمری) است. برای اطلاع بیشتر، عین رباعی مزبور درج می شود امین ذوق و سماع ما مجازی نبود . این وجد که می کنیم بازی نبود !با بیخبران بگو که ای بی خردان! بیهوده سخن بدین درازی نبود.

و سخن بیهوده بدین درازی نبود. . این جمله تا اندازه ای روان بوده و از کمال و رسایی نسبی برخوردار است. ولی می توان با تغییر دادن محل واژه ها، جملات دیگری به وجود آورد، مثال: بیهوده نبود، سخن بدین درازی.- نبود سخن بدین درازی بیهوده. او را با نبود سخن بیهوده بدین درازی،بدین درازی سخن بیهوده نبود – بیهوده سخن نبود بدین درازی، . ملاحظه میشود که جملات مزبور، چندان فرقی از نظر مفهوم و معنی با یکدیگر ندارند، اما باید دید، کدام جالب تر و از روانی و رسایی بیشتر برخوردار است، تا همان را انتخاب کرد. بعضی اوقات ملاحظه می شود که انتخاب اصلح مشکل است.

در این گونه موارد باید جملات دیگر و روال نوشته را در نظر گرفت و به دنبال هم آهنگی در نوشته بود. به این بیان، جمله از گردهمآیی و واژه هایی که با یکدیگر پیوند معنایی دارند، به وجود آمدم تا بیانگر مقصود و هدفی مشخص و روشن باشد. بدون شک هر جمله، تنها یک واحد از مقصود یا خبر را به دست می دهد و برای بیان گفتار، به فراخور کوتاهی یا بلندی آن، باید جملاتی در پی هم قرار گیرند، که انشا در اینجا مصداق خود را به دست می آورد. به این ترتیب ملاحظه می شود چنانچه جمله بندی و پیوند جمله ها، دقیق و منطقی انجام گیرد، نشری روان و روشن فراهم میگردد. قدر مسلم چنین نوشته ای درک هر مقصود را تطبیق با  قواعد دستور زبان: دستور در لغت به معانی: قاعده و قانون، آیین و روشی، اجازه، پروانه، فرمان، رخصت و….. ( فرهنگ عمید)……. برنامه، پروگرام، یکی از شعب ادبیات که از انواع کلمات بحث کند. و بدان درست گفتن و درست نوشتن را آموزند. و (فرهنگ معین) آورده شده است. دستور در اصطلاح به مجموعه قواعدی اطلاق میگردد که روش درست گفتن، درست نوشتن و درست خواندن را ارائه می دهد.