– پیش درآمد و پیشینه پژوهش

نقد روانکاوی گونهای از نقد ادبی به شمار میآید که برخی از شیوههای روانکاوی را برای تفسیر متون ادبی به کار میبرد. روانکاوی در درجهی نخست کارکردی ادبی ندارد، بلکه شیوهای بالینی و درمانی است. با اینحال روانکاوی رهیافتی است که برای روشن کردن وجوه مختلف فرایند نوشتن و خواندن آثار ادبی و چگونگی تأثیرگذاری ادبیات مورد استفاده قرار گرفته است.

با توجّه به اهمیّت نقد روانشناختی، امروزه هم در میان نقدهایی که بر آثار ادبی نوشته میشود، نقد روانشناختی از جایگاه ویژهای برخوردار است. »به دنبال اوج گرفتن پژوهشهای روانشناسان به ویژه زیگموند فرویدروانشناس نامدار اتریشی، در اوایل قرن بیستم، و نظریههای او دربارهی ضمیر ناخودآگاه و روش روانکاوی او، در حوزهی نقد نیز، روانشناسی راه یافت و نقد روانشناسی یکی از مکتبهای تفسیری پر سر و صدای قرن بیستم گردید. شاید بتوان گفت این شیوه، حالات روانی حاکم بر هنرمند و جامعه او را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد. بدین معنی که با تفسیر روانشناسانه اثر ادبی میتوان خود هنرمند را بهتر شناخت و انگیزههای حقیقی او را برای ساختن چنین ادبیاتی پیدا کرد« (فرزاد، .(۷۹-۷۸ :۱۳۷۶

شاهنامه فردوسی یکی از آثار بزرگ جهانی است که شخصیّتهای بسیاری در آن نقشآفرینی میکنند. با بررسی روانشناختی شخصیّتهای آن میتوان با روحیات و ویژگیهای رفتاری ایرانیان و مللی دیگر که در آن از آنها سخن به میان آمدهاست، آشنا شدفردوسی. در شاهنامه شخصیّت را به سه گونه توصیف کرده است: یکی؛ توصیف صریح و آشکار که در اینگونه توصیف، شخصیّت درونی فرد به صورتی آشکار ترسیم شده است. مورد دوم، توصیف رفتاری که در این مورد فردوسی با توصیف ویژگیها و نشانهای رفتاری شخصیّتها زمینه شناخت آنان را فراهم کرده است. مورد سوم ترکیبی از دو است.