سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱۹

نویسنده(ها):

سعید فرمانی – دانشجوی روانشناسی دانشگاه بیرجند
هادی جوادی امام زاده – دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

چکیده:

یکی از موضوعاتی که هم در حوزه ی ادبیات و هم در حوزهی روانشناسی به آن پرداخته شده، مسئله ی انگیزه ها، خواستها و نیازهای بشری است که همین مسأله باعث تعامل این دو حوزه ی شناختی بشر شده است. نخستین تأثیر علم روانشناسی و به ویژه روانکاوی بر ادبیات را می توان در نهضت ادبی سوررئالیسم مشاهده کرد. داستانهای سوررئالیستی سه قطره خون( ۱۳۱۱ )صادق هدایت ازجمله را نمونه های بارزی از نوول های روانشناختی در ادبیات معاصر ایران دانست.یک اثر ادبی، به ویژه داستان، از نظر روانشناسی تحلیلی دارای همان کارکردی است که خواب دربیان آرزوها و امیال سرکوب شده دارد و ترکیبی است از گذشته ی روانی و دنیای پنهان وجود نویسنده به اضافه ی مجموعه ی رویدادها و حوادث زمان خلق اثر. تحلیل روانشناختی، یکی از روش های راهیابی به این دنیای پنهان، ناگفته ها، نانوشته ها و امیال واپس زده به ضمیر ناخودآگاه است که در یک اثر داستانی می تواند همان ناخودآگاه متن و ناخودآگاه مؤلف باشد. در این مقاله در پی آن هستیم تا با بررسی داستان کوتاه «سه قطره خون» و باتحلیل روان شناختی شخصیت های این داستان، به تحلیل ابعاد شخصیتی صادق هدایت بپردازیم.