سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

سیمیندخت نعمت اللهی – دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز گروه شهرسازی، تبریز، ایران

چکیده:

مطالعه و برنامه ریزی در مورد توسعه فضاهای داخلی کشور (استانها یا مناطق) و توزیع و استقرار مطلوب جمعیت به صورت دستور کار مهم بسیاری از کشورهاخصوصا دًر کشورهای کمتر توسعه یافته که با مشکل عدم تعادل در توزیع جمعیت و فعالیت و نابرابریهای منطقه ای روبرو هستند، قرار دارد. هریک از کشورها با توجه به ویژگی های برنامه ریزی و شرایط اقتصادی و اجتماعی خود به موضوع فوق پرداخته اند. تعدادی از کشورها در غالب برنامه های آمایشی و براساس برنامه های بلندمدت سعی در متعادل نمودن توزیع جمعیت و فعالیت و امکانات در پهنه سرزمین (سطوح ملی منطقه ای) داشته اند و به منظور رویارویی با چنین مشکلاتی، برخی کشورها به تدبیر و بکارگیری رهیافت های مناسب در چارچوب یک شیوه راهبردی برنامه ریزی و مدیریت با دیدگاه آمایش سرزمین در سطوح ملی منطقه ای پرداخته اند. در حالی که تعدادی از کشورها، بدون توجه به مشکلات مربوط به توزیع و پراکندگی جمعیت و فعالیت و قطبی شدن فضاها و تمرکزگرایی شدید کلان شهرهای کشور، تلاش اساسی نه تنها در بهره گیری از تجارب مفید و قابل بکارگیری جهانی ننموده اند، بلکه از تجارب پیشین خود نیز نیاموخته و در راستای اصلاح عملکردهای خود حرکت ننمودهاند. کشور ایران با سابقه ای طولانی در تدوین و اجرای برنامه های عمران ملی (بیش از ۶۵ سال با توجه به اولین برنامه عمرانی کشور در سال ۱۳۲۷ )، از عدم تعادل های فضایی و وجود تمرکزگرایی شدید در فضای ملی (شهر تهران) و مناطق (همچون شهر تبریز) رنج می برد و کوشش های فراوان برنامه ریزان و مسئولان کشور در جهت تدوین و اجرای برنامه های بلند مدت آمایش سرزمین چه در دوره قبل از انقلاب (برنامه آمایش سرزمین سیتران) و چه پس از آن (برنامه آمایش سرزمین جمهوری اسلامی ۶۳ و ۱۳۶۲ و همچنین برنامه آمایش دوم) ، به سرانجامی مطلوب نرسیده است.