سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش بین المللی مدیریت، آینده نگری، کارآفرینی و صنعت در آموزش عالی

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

مهدی سبحانی نژاد – استادیار گروه علوم تبیتی دانشگاه شاهد تهران
عبدالله افشار – پژوهشگر و کارشناس ارشد علوم تربیتی دانشگاه شاهد
علیرضا یوزباشی – کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی دانشگاه تهران

چکیده:

مسئله اساسی د پژوهش حاضر، تبیین ماهیت، جایگاه و چالش های مؤسسات آموزش عالی در بهره گیری از مدیریت دانش سازمانی بوده است. بر این اساس سه سؤال پژوهشی پیرامون؛ ماهیت مدیریت دانش و جایگان آن در سازمان های مدرن، مراحل برنامه ریزی استراتژیک مدیریت دانش و اصول بهره گیری از آن و عمده ترین چالش های مؤسسات آموزش عالی در بهره مندی از مدیریت دانش سازمانی طرح و مورد بررس واقع شده است. روش انجام پژوهش تحلیل اسنادی بوده و به منظور گردآوری داده های لازم جهت پاسخگویی به سؤال های پژوهش اسناد و مدارک موجود، مرتبط و در دسترس با استفاده از فرم گردآوری داده ها جمع آوری و به شیوه کیفی تحلیل شده اند. یافته های پژوهش عبارتند از: ۱_ عمده ترین وجوه ماهیت مدیریت دانش سازمانی شامل؛ شناسایی و پیگیری دانش جمعی سازمانی جهت رسیدن به اهداف استراتژیک و کمک به سازمان ها برای رقابت و باقی ماندن در این عصر (کوو، ۱۹۹۶)، تولید دانش که به دنبال تفسیر، توزیع و کاربرد دانش، حفظ و پالایش آن ایجاد می شود (دی جارنیت ۱۹۹۶)، فرآند انتقادی دانش در جهت برآورد کردن نیازهای موجود به منظور شناسایی و استخراج دارایی های دانشی گردآوری شده و توسعه فرصت های جدید (کوین تاس و همکاران، ۱۹۹۷)بهره برداری و توسعه دارایی های دانشی یک سازمان در جهت تحقق اهداف سازمان (داونپورت و پراساک، ۱۹۹۸)، فرآیند یافتن، انتخاب، سازماندهی، پالایش و نمایش اطلاعات در جهت افزایش درک کارمند (توبین، ۲۰۰۳) بوده به علاوه جایگاه آن نیز متوجه؛ پیوند خلاقیت با دانش جدید یا دانش تازه ساختار (هنری و واکر، ۱۹۹۱)،افزایش یادگیری سازمانی، مدیریت پیشرفته سرمایه های ذهنی، افزایش کرآمدی و اثر بخشی عملکردها و پیشرفت مداوم و مستمر (دیمارست، ۱۹۹۷) (ارنست و یانگ، ۱۹۹۷) می باشد. ۲- مراحل برنامه ریزی استراتژیک مدیریت دانش به زعم صاحب نظران شامل هفت مرحله استراتژیک، دانش مشتری، دانش در فرآیندها، دانش در محصولات و خدمات، دانش افراد، حافظه سازمانی، دانش در ارتباطات، دارایی های دانش (دیوید اسکایرم، ۱۹۹۹) بوده و برخی از عمده ترین اصول بهره گیری از آن شامل؛منظم بودن فرآیند مدیریت دانش، ضرورت پشتیبان های متعدد، اقدارم به تغییر فرهنگ، ایجاد طرح مدیریت، استراتژیک باقی ماندن، انتخاب یک عنوان، تعمین و روز آمدی، عدم تسلیم در مقابل محدودیت ها، پیش بینی روش های مقابله ریسک ، گسترش مدیریت دانش به سیستم های موجود، آموزش کارکنان (توربین، ۲۰۰۳b) می باشد.۳- عمده ترین چالش های مؤسسات آموزش عالی در بهره مندی از مدیریت دانش سازمانی شامل؛ نیازمندی دانشگاه ها به فرآیند تشخیص مدیریت دانش، نیازمندی دانشگاه ها به بنیادی جهت تحقیق الگوها و مدل های نوین سازمانی، تشخیص و پاسخگویی نسبت به تغییرات نقش هادر جامعه مبتنی بر دانش (راولی، ۲۰۰۰) میتاکسیوی و پساراس، ۲۰۰۳)، خلق و نگهداشت منابع دانش، بهبود دستیابی به دانش، گسترش محیط دانش (بویر، ۱۹۹۰) و (راولی، ۲۰۰۰)، ارج گذاری دانش (داویپورت، ۱۹۹۸) (راولی، ۲۰۰۰) می باشد.