سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: دومین کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست

تعداد صفحات: ۲۸

نویسنده(ها):

کاوه احمدی علی آبادی – دکترای جامعه شناسی از تگزاس آمریکا

چکیده:

امروزه رشد جمعیت‌ جوامع‌ روستایی‌ بدلیل‌ شرایط جدید جهانی‌ و شهری‌ و صنعتی‌ شدن‌، کفاف‌ ظرفیت های ‌جامعه‌ را نمی‌کند و بسیاری‌ از خدمات‌ اجتماعی‌ و امکانات‌ زندگی‌ و رفاهی‌ تنها در شهرهاست‌ که‌ قابل‌ دسترسی ‌است‌، از این‌ رو روستاها با مهاجرت‌ به‌ خصوص‌ نسل‌ جوان‌ خود به‌ شهرها مواجه‌ هستند. حال‌ برای‌ هر گونه ‌پیش‌بینی‌ و برنامه‌ریزی‌ای‌ در جوامع روستایی‌، شناخت‌ تحولات‌ در سطوح‌ خرد و کلان‌ کشور ضروری‌ است‌. در سطح‌ خرد با کنش هایی‌ مواجه‌ هستیم‌، که‌ افراد و نهادهای‌ روستایی‌ را هدایت‌ کرده‌ و تحولات‌ اجتماعی‌ را از آن‌ طریق‌ جهت‌ می‌دهند. تقدیرگرایی‌ روح‌ قالب‌ تفکر و کنش‌ در جامعه‌ روستایی‌ و عشایری‌ ماست‌. بدین‌ معنی‌که‌ بسیاری‌ از روستاییان‌ بین‌ اعمال‌ خود و تحقق‌ مطلوب‌ اهداف‌ و مقاصد موردنظر ارتباطی‌ نمی‌بینند، بلکه‌ آن ‌را حاصل‌ قضا و قدر و دست‌ تقدیر روزگار می‌دانند. در حالی‌ که‌ برنامه‌ریزی‌ و بهبود روش ها، نیاز ضروری‌ به ‌تفکری‌ دارد که‌ مبتنی‌ بر ارتباطی‌ عقلایی‌ بین‌ اهداف‌ و مقاصد با اعمال‌ و روش ها باشد. کنش های احساسی و قمارگونه از دیگر کنش های مضر در جامعه ما هستند. از این‌ روی ‌اساسی‌ترین‌ نکته‌ برای‌ تحقق‌ هر برنامه‌ای‌ در جوامع‌ روستایی‌ کشور ما، توجه‌ به‌ این‌ نحوه‌ های نگرش‌ و رفتار و کوشش‌ در جهت‌ تغییر آن‌ها است‌. تکیه‌ بر توسعه‌ مشارکتی‌ و آموزش های‌ مستمر و ترویج‌ از جمله‌ راهکارهای‌ پیشنهادی‌ برای‌ عقب‌نشینی‌ کنش‌ تقدیرگرایی‌ از کارها و امور روزمره‌ به‌ حوادث‌ و اتفاقات‌ غیرمترقبه‌ هستند. در سطح‌ کلان‌ اجتماعی‌ نیز توسعه‌ جوامع‌ روستایی‌ از روندی‌ برخوردارست‌ که‌ متأثر از تحولات‌ کلان‌ کشور است‌. فرآیندهای‌ شهرنشینی‌، توسعه‌ جوامع‌ صنعتی‌، بهبود خدمات‌ اجتماعی‌، حاشیه‌نشینی‌ و برنامه‌های‌ کلان‌ توسعه‌ کشور، جملگی‌ بر روند تحولات‌ جوامع‌ روستایی‌ تأثیر می‌گذارند. شهرها برای‌ تأمین‌ نیازهای ‌شغلی‌ و نیروی‌ کار خود نیاز به‌ مهاجرین‌ روستایی‌ دارند، بنابراین‌ فرآیند مهاجرت‌ از روستا به‌ شهرهای‌ بزرگ ‌طبیعی‌ است‌، تنها دولت‌ می‌بایست‌ در ازای‌ عرضه‌ نیروی‌ کار از جوامع‌ روستایی‌ به‌ جوامع‌ شهری‌ و حاشیه‌نشین‌، حداقل‌ نیازهای‌ اساسی‌ و تأمین‌ اجتماعی‌ جوامع‌ روستایی‌ و حاشیه‌نشین‌ را تأمین‌ کند، و‌ باید اشتغال‌زایی‌ و فرصت های‌ شغلی‌ای را در این‌ مناطق‌ پدید آورد تا بیکاری‌ موجب‌ مهاجرت‌ بی‌رویه‌ از روستا به‌ شهر و پناه‌ بردن‌شان‌ به‌ کارهای‌ خلافکارانه‌ و اعتیاد و سایر جرایم‌ و تخلفات‌ نشود. بنابراین‌ موضوع‌ حمایت‌ از صنایع‌ کوچک‌ روستایی‌ و صنایع‌ دستی‌ و صنایع‌ تبدیلی و تکمیلی‌ در کنار توزیع‌ مناسب‌ و عادلانه‌ خدمات ‌اجتماعی‌ و رفاه‌ اجتماعی‌ و ایجاد فرصت های‌ شغلی‌ می‌بایست‌ در اولویت‌ برنامه‌های‌ توسعه‌ کشور قرار گیرند. اما پرسش‌ اساسی‌ این‌ است‌ که در این میان، توسعه پایدار چگونه مقدور و دست یافتنی می گردد و با توجه‌ به‌ تحولات‌ و توسعه‌ خرد و کلان‌ در کشور و در جوامع‌ روستایی‌، آیا توسعه ‌درونزا می‌بایست‌ در دستور کار برنامه‌های‌ دولت‌ قرار گیرد یا توسعه‌ برونزا؟ در این‌ اثر کوشش‌ شده‌ تا با روش اسنادی به سوی تجزیه‌ و تحلیل‌ ساختار اجتماعی‌ جوامع‌ روستایی رفته و رویکردها و راهکارهای‌ موجود را بررسی‌ کرده‌ و تبیینی‌‌ از فرآیند توسعه‌ در جوامع‌ روستایی‌ داشته‌ باشیم‌ تا در نهایت‌ با ارایه‌ دلایلی‌ به‌ پیشنهاداتی ‌دست‌ یابیم‌ که‌ توجه‌ ای جامع به توسعه ای پایدار و بلندمدت و همزمان‌ با محرک هایی درونزا و برونزا را مدنظر قرار داده، به طوری که مشارکت های محلی را با افق های علمی فراروستایی تلفیق کرده باشد، به‌ عنوان‌ راه‌حل‌ کلیدی‌ توسعه‌ کشور و توسعه‌ جوامع ‌روستایی‌ توصیه‌ نماییم‌.