مقاله تبیین سبک زندگی سلامت محور مبتنی بر فرهنگ اسلامی که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۹۱ در تحقیقات کیفی در علوم سلامت از صفحه ۳۳۲ تا ۳۴۳ منتشر شده است.
نام: تبیین سبک زندگی سلامت محور مبتنی بر فرهنگ اسلامی
این مقاله دارای ۱۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سبک زندگی
مقاله سلامت محوری
مقاله فرهنگ اسلامی
مقاله تحقیق کیفی

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: دالوندی اصغر
جناب آقای / سرکار خانم: سیدباقرمداح سادات
جناب آقای / سرکار خانم: خانکه حمیدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: بهرامی فاضل
جناب آقای / سرکار خانم: پروانه شهریار
جناب آقای / سرکار خانم: حسام زاده علی
جناب آقای / سرکار خانم: دالوندی نیوشا
جناب آقای / سرکار خانم: کیانی تیام

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: دین اسلام همواره بر اهمیت سلامتی و تندرستی تاکید دارد. قرن هاست که مسلمانان ارزش زندگی خوب، تمیز و سالم را به رسمیت شناختند. سبک زندگی سلامت محور به عنوان یک پدیده چند علتی، چند بعدی، و چند دلالتی مطرح می شود. هدف این مطالعه طراحی و تبیین سبک های زندگی سلامت محور در فرهنگ اسلامی بر اساس نظرات، تجارب و ادراکات روحانیون، اساتید و دانشجویان بود.
روش: این تحقیق از نوع کیفی با رویکرد گراندد تئوری است. فرآیند جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند با مشارکت کنندگان انجام شد. همچنین از منابع موجود مانند مطالعات موردی، زندگی نامه ها، خاطرات روزانه، و مصاحبه های مطبوعاتی انجام شده است.
یافته ها: انحراف از اعتدال فکری، اعتقادی و رفتاری به عنوان متغیر مرکزی یا مشکل اساسی روانی-اجتماعی پدیده سبک زندگی سلامت محور بر مبنای فرهنگ اسلامی تعیین گردید. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، هفت طبقه اصلی شامل «تعلیم و تربیت اسلامی»، «ساختار سیاست گذار در نظام سلامت»، «جریان معارف اسلامی در زندگی خانواده محور»، «روابط معاشرت و مشارکت»، «شهروند اخلاق و قانون محور»، «تحرک و اوقات فراغت و کار» و «تلاش و معاش» مشخص گردید.
نتیجه گیری: ظرفیت سازی در خانواده، توانمندسازی آن و اصلاح الگوی سبک زندگی در روند دستیابی به سرمایه اجتماعی و جامعه سالم با بهره گیری از آموزه های دینی می تواند راه حل مناسبی برای تمامی مشکلات زندگی سالم در عصر حاضر محسوب گردد. امکان استفاده از این دستورات و توصیه های دینی به عنوان یک عامل تاثیرگذار در اصلاح سبک زندگی فعلی مسلمانان وجود دارد. در رویکرد ساختاری، توصیه می گردد، که مواردی همچون اقتداربخشی به خانواده و حمایت از پدر، مادر و همسر مورد توجه قرار گیرد. در تسهیل عملکردهای خانوادگی نیز راه حل های سیستمی و تقویت نهادهای هنجارساز خانواده بویژه آموزش و پرورش و رسانه در دستور کار جدی خود قرار گیرند. پیشنهاد می گردد که نهادهای مرتبط با تعلیم و تربیت نظیر آموزش و پرورش و آموزش عالی ضمن توجه به فرهنگ کار و تلاش، نوع محتواهای آموزشی و تنوع آموزش خود را در جهت مهارت آموزی و توانمند کردن فرزندان این جامعه جهت ایفای نقش خود در زندگی خانوادگی و اجتماعی قرار دهند و آنان را به استفاده از معارف اسلامی تشویق و ترغیب نمایند.