در تحلیل حدیث فوق و تبیین رابطه نفوس متنوع انسانی از بیان علامه شهید مرتضی مطهری و مضمون آن مدد می گیریم که   می گوید،  «انسان موجود مرکبی است ،  که عناصر ترکیب شونده آنها علی رغم سایر موجودات مرکب در طبیعت ،  استقلال خود را حفظ می نمایند». و برای درک این رابطه عمیق ۶ و پیچیده از مضمون حدیث علوی در نهج البلاغه استمداد می جوییم که در رابطه خداوند متعال (واجب الوجود) با سایر موجودات (ممکن ما)، می فرمایند: « خداوند درون اشیاء است و با آنها یکی نیست و بیرون از آنها است و از آنها جدا نیست »٧. برای درک این مفهوم عظیم در عالم تجربیات مادی،  می توان به رابطه انسان با تصویرش یا سایه اش، اشاره نمود که انسان در تصویرش وجود دارد،  اما با آن یکی نیست و بیرون از تصویرش است ،  اما از آن جدا نیست .

در دریافتی از این حدیث عمیق ،  شاید بتوان گفت ،  رابطه نفس روحی انسان،  که خداوند آن را مستقیماً به خود نسبت می دهد،  « و هنگامیکه او را تسویه نمودیم ،  از روح خود در او دمیدیم »   با سایر نفوسش ٨،  شبیه رابطه خداوند است با سایر پدیده ها،  یعنی نفس روحی انسان در سایر نفوس او ظهور پیدا می کند،  اما با آنها یکی و همسان و ماندگار نمی شود و بیرون از آن نفوس است ،  اما از آنها جدا نیست با این تفاوت که روح انسان از سایر نفوس خود تأثیر و تأثر متقابل می پذیرد،  اما تجلی خداوند(واجب الوجود) در سایر پدیدارها (ممکن الوجودها) یک طرفه است و خداوند تأثیر گزار است و نه تأثیر پذیر.

طرح این نظریه ،  دیدگاه های بسیار نو و بدیعی را در حوزه فلسفه هنر و زیبایی باز می گشاید. نظیر:

–  طرح رابطه تجلی بین معنا با صورت در هنرها،  که نه تجسد است و نه سکون .

–  طرح آزادی انسان در تحقق استعدادهای فطری خود.

–  طرح ثبات استعدادهای فطری و بالقوه انسان و متغییر بودن هویت بالفعلش .

٧- زیبایی شناسی اسلامی ،  مکتبی جامع و مانع