سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

بهنام میرزا بابا زاده فومشی –
فاطمه زارع –

چکیده:

ادبیات و تاریخ هر ملت رابطه ای انکارناشدنی با یکدیگر دارند. رئالیسم ادبیات را آیینه ی جامعه و تاریخ می داند. مارکسیسم ادبیات را متاثر از جامعه و تاریخ می پندارد و در رویکرد تاریخی سنتی مطالعهی تاریخ به منظور فهم بهتر متن ادبی مورد توجه قرار می گیرد. این رابطه نیازمند بازنگری از منظری نوین می باشد زیرا مکاتب و رویکردهای مذکور از دو مشکل جزئینگری و عدم درک رابطه ی متقابل تاریخ و ادبیات رنج می برند.تاریخ گرایی نو (New Historicism) امکان بازنگری این رابطه را فراهم می کند. این اصطلاح به گونهای از مطالعات ادبی اطلاق می شود که در اواخر دهه ی هفتاد میلادی در واکنش به رویکردهای متن محوری از قبیل صورت گرایی، نقد نو و تاریخ گرایی سنتی که از مطالعه ی موقعیتی ادبیات غافل بودند پا به عرصه گذاشت. این رویکرد جدید روابط مربوط به قدرت را به عنوان مهم ترین موقعیت (context) برای هر متنی قلمداد میکند و به یک متن ادبی به عنوان فضایی برای نمایش روابط مربوط به قدرت و تعامل گفتمان های مختلف می نگرد. علی رغم اینکه علاقه و توجه به نظریه (ساختارگرایی، پساساختارگرایی و ساختارشکنی) از دهه ی نود سیر نزولی پیدا کرده است ولی بیش از پیش بر توفیق تاریخ نگاری نو افزوده. مقاله پیش رو به ارتباط میان ادبیات و تاریخ، معرفی تاریخ نگاری نو و عوامل توفیق این رویکرد می پردازد.