سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت کیفیت

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

محمدحسین سالاریان زاده –
فرهاد صدر –

چکیده:

فعالیتها و مشاغل مرتبط با بهداشت و درمان، از جمله فعالیتها و مشاغل سخت و مشکل می باشند . به همین جهت کیفیت خدمات تندرستی و اثر بخشی و عدالت در ارائه آنها با تمایل و انگیزش کارکنان این بخش ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد . اگر چه دسترسی به منابع انسانی و شایستگیهای ایشان اصلی اساسی در عملکرد کارکنان به حساب می آید اما به تنهایی تضمین کننده سطح مطلوب عملکرد سازمان نیستند. در واقع عملکرد مطلوب سازمان، ارتباط مستقیم با سطح انگیزش کارکنان دارد، عاملی که می تواند محرک و مشوق فرد در انجام منظم و دقیق وظایف باشد. کارکنان سرمایه های با ارزش هر سازمان و عامل مهم و موثر بهره وری سازمانی هستند . نیروی کار اگر با آرامش خاطر و انگیزه قوی به کار مشغول باشد و به دلایل گوناگون از آینده واهمه نداشته باشد، بهره وری او بالاتر خواهد بود . مجموعه ای از عوامل و ارزشهای حاکم بر سازمان، بر روی بهره وری نیروی کار موثر می باشند که مهمترین عامل، انگیزه نیروی کار است. انگیزه نیروی ک ار تحت تاثیر دو عامل مادی و غیرمادی قرار می گیرد . عوامل مادی به میزان حقوق و دستمزد افراد در مقایسه با سطح قیمتها در جامعه و برآورد نیازهای اولیه افراد و عوامل غیرمادی یا معنوی عمدت ا به جو مدیریتی و فضای سازمان برای کارکنان بستگی دارد . توجه به عوامل موثر بر ایجاد انگیزه در ابعاد مادی (مانند حقوق و دستمزد، پاداش، امکانات رفاهی، محیط فیزیکی کار، ایمنی ) و ابعاد غیر مادی (مانند وحدت شغل و شاغل، امنیت شغلی، عدالت وآموزش ) در ارتقاء بهره وری نیروی انسانی تاثیر دارد . شخصیت دادن به کارمند باید بصورت اصلی لاینفک از نظام بهبود بهره وری در آید. با توجه به این ابعاد، مهمترین عوامل موثر در کاهش بهره وری یک سازمان بشرح زیر برشمرده می شود: – ناعادلانه و نامتوازن بودن پرداختها – نبود وضعیت کاری سالم و ایمن (عدم ایمنی شغلی) – ناهمگونی رشته تحصیلی و شغلی – نبود کارآموزی و یا وجود کارآموزیهای غیرکاربردی – بی کفایتی مدیریت – نبود انسجام اجتماعی- فرهنگی در سازمان این عوامل در شرایط مختلف محیطی، تاثیرات گوناگونی بر انگیزش کارکنان خواهند داشت . اصلاحات اقتصادی، اجنماعی، فرهنگی و قانونی بویژه در بخش سلامت یکی از آن دسته شرایطی است که به ش دت میزان تاثیر این عوامل را تغییر خواهد داد. به عبارتی اصلاحات در هر بخش بویژه در بخش سلامت با اقداماتی که منجر به تغییر سیاستها، برنامه ها و فعالیتها می گردد و در عمل اولویتها، قوانین و مقررات، ساختار سازمانی و نظام مالی را دستخوش تغییر می نماید، شرایط ن اپایداری را بوجود می آورد که این شرایط عوامل انگیزشی کارمند را با تنش بسیار روبرو می سازند . به علاوه اقدامات اصلاحی که در جهت اصلاح شرایط کاری انجام می گیرد، همیشه اثربخشی لازم را نداشته و ممکن است با آثار منفی روبرو گردند . به همین جهت در جریان اصلاحات، کارمندان الگوهای رفتاری ناخواسته ای را از خود بروز می دهند که می تواند اهداف اصلاحات را زیر سوال ببرد. در این مقاله تاثیر روند اصلاحات بخش سلامت بر انگیزش کارکنان شاغل در این بخش مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.