مقاله تاثیر استفاده آنی از دو نوع ارتوز مچ پا بر زمان تاخیر شروع فعالیت عضله پرونئوس لونگوس طی اغتشاش ناگهانی اینورژن در زنان ورزشکار مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا و زنان ورزشکار سالم که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۹۳ در توانبخشی نوین از صفحه ۵۵ تا ۶۳ منتشر شده است.
نام: تاثیر استفاده آنی از دو نوع ارتوز مچ پا بر زمان تاخیر شروع فعالیت عضله پرونئوس لونگوس طی اغتشاش ناگهانی اینورژن در زنان ورزشکار مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا و زنان ورزشکار سالم
این مقاله دارای ۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله بی ثباتی عملکردی مچ پا
مقاله اغتشاش اینورتوری
مقاله الکترومیوگرافی
مقاله ارتوز

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سهراب مرجانه
جناب آقای / سرکار خانم: صراف زاده جواد
جناب آقای / سرکار خانم: سنجری محمدعلی
جناب آقای / سرکار خانم: سعیدی حسن
جناب آقای / سرکار خانم: سیدمحسنی سعیده
جناب آقای / سرکار خانم: دانش افروز نرگس

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمینه و هدف: مطالعات زیادی، نقش استفاده از ارتوز در کاهش شیوع پیچ خوردگی مچ پا را بررسی کرده  اند. در این مطالعه تاثیر استفاده از مچ بند الاستیک و ارتوز نیمه سخت رکابدار مچ پا روی زمان تاخیر شروع فعالیت عضله پرونئوس لونگوس به عنوان مهمترین محافظ داینامیک ناحیه مچ پا در اغتشاش ناگهانی اینورتوری، در افراد سالم و مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا بررسی شده است.
روش بررسی: ۱۳ زن ورزشکار سالم و ۱۰ زن ورزشکار مبتلا به بی  ثباتی عملکردی مچ پا (دامنه سنی ۱۷ تا ۲۷ سال) با استفاده از یک سیستم اغتشاش دهنده مچ پای سفارشی، تحت اعمال اغتشاش غیر منتظره در صفحه فرونتال در سه حالت بدون ارتوز، استفاده از ارتوز الاستیک و استفاده از ارتوز نیمه سخت قرار گرفتند و همزمان زمان شروع فعالیت عضلانی عضله پرونئوس لونگوس توسط الکترومیوگرافی سطحی ثبت  شد.
یافته  ها: در حالت بدون استفاده از ارتوز تفاوت معناداری بین دو گروه سالم و آسیب دیده مشاهده شد (P=0.018). در گروه آسیب دیده، استفاده از ارتوز زمان شروع فعالیت عضلانی را کاهش داد اما این کاهش معنادار نبود (P>0.05).
نتیجه  گیری: اگر چه زمان پاسخ عضله پرونئوس لونگوس در گروه آسیب دیده با استفاده از ارتوز کاهش معناداری را نشان نداد امابه نظر می رسد ارتوزهای مورد استفاده با تحریک گیرنده های پوستی، حس عمقی را بهبود داده و کنترل حسی حرکتی را بیشتر می کنند.