سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: اولین همایش بین المللی اقتصاد سنجی، روشها و کاربردها

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

سعید صمدی – دانشگاه اصفهان
سیدمحمد مستولی زاده – دانشگاه اصفهان
سمانه مقدس فر – دانشگاه اصفهان

چکیده:

توسعه و رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه تا حد زیادی به ایجاد سرمایه گذاری وابسته است. یکی از عوامل ایجاد این سرمایه، سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) می باشد. FDI از یک طرف، در کشور خودی تخصیص بهینه منابع را برای بنگاه سرمایه گذار فراهم می کند و از طرف دیگر با انتقال دانش و تکنولوژی کشور سرمایه گذار به کشور میزبان، موجب افزایش تولید و قدرت رقابت پذیری آن خواهد شد. لذا جذب و ورود سرمایه گذاری مستقیم خارجی یکی از مهمترین اهداف کشورها به خصوص کشورهای در حال توسعه می باشد. از جمله عواملی که بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی اثر گذار می باشد، نااطمینانی از شرایط موجود در هر کشور است. نااطمینانی، شرایطی است که در آن پیشامدهای ممکن که در آینده اتفاق می افتند، مشخص و معلوم نیستند و یا این که اگر این پیشامدها مشخص و معلوم باشند، احتمال مربوط به وقوع این پیشامدها در دسترس نمی باشند و وقتی که هر کدام یا هر دوی این موارد پیش می آید، تصمیم گیری نسبت به آینده، پیچیده و مشکل می شود و از این رو، فضای نااطمینانی بر تصمیم ها حاکم می شود. در این مقاله تلاش شده است که تأثیر نااطمینانی نرخ ارز و نرخ تورم بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای اسلامی عضو گروه دی هشت (D8)، شامل کشورهای ایران، بنگلادش، اندونزی، مالزی، ترکیه، نیجریه، پاکستان و مصر، مورد بررسی قرار گیرد. ابتدا داده های نااطمینانی نرخ ارز و نرخ تورم را از معادله ی آن ها با استفاده از روش ARCH و GARCH بدست آورده و سپس با استفاده از روش PaneL Data تأثیر این نااطمینانی بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی برای سال های ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۹ در این کشورها مورد ارزیابی قرار گرفته است. با در نظر گرفتن نتایج تخمین مدل، مشاهده می شود که متغیر نرخ ارز اثر معناداری بر مدل نداشته است در حالی که متغیرهای نااطمینانی نرخ ارز و نااطمینانی تورم، سهم تجارت از GDP و وقفه دوم FDI اثر معنا داری بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی دارند. به عبارت دیگر متغیرهای نااطمینانی نرخ ارز و نااطمینانی نرخ تورم اثر معنادار و منفی بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی دارند و متغیر سهم تجارت از GDP اثر مثبتی بر FDI خواهد داشت و نیز مشاهده می شود که اثر نااطمینانی نرخ ارز اثرات مخرب بیشتر ی نسبت به نااطمینانی حاصل از تورم دارد که این نتیجه می تواند این گونه تفسیر شود که متغیر نرخ ارز به دلیل این که یک متغیر بین المللی است از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد، لذا نوسانات و بی ثباتی در این متغیر اثراتی منفی بر جوامع برجای می گذارد.