سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۲۹

نویسنده(ها):

طاهره اسدی –

چکیده:

همانطور که می دانیم در تمام دوره های حیات فرهنگی ایران ارتباط میان اندیشه و هنر به خصوص در ادبیات انکارناپدیر است و این دو در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران گاه پا به پای هم و حتی گاه تلفیق یافته در هم حرکت کرده اند.این پژوهش در پی آن است که تأثیرات حکمت و ساختار اندیشه را در دوره صفویه با شکل گیری حکمت مکتب اصفهان بر شعر و شاعری در این زمان بررسی کند و از آنجا که این دوره هم زمان است با شکل گیری ادبیات سبک هندی نیاز به یک بررسی دقیقتر گریز ناپزیر می نماید. ضمن معرفی فیلسوفان این دوره شاخصه های اصلی «حکمت متعالیه» که دست پرورده فلسفه ملاصدراست در مقایسه با خصوصیات اصلی ادبیات این دوره قرار می گیرد. ویژگی اصلی ادبیات صفویه پیچیدگی عنصر خیال و ورود کلمات و اصطلاحات عامیانه است که در تطابق کامل با بحث قوه متخیله و وحدت وجود در نزد فیلسوفان مکتب اصفهان است و فرضیه بر این است که تمامی عوامل مؤثر در شاکله اشعار سبک هندی مربوط به سفر شاعران این دوره به هند و دربارهای امیران تیموری نیست بلکه تغیراتی اساسی در تفکر اندیشمندان و در نتیجه در میان مردم رخ داده است.اتفاق مهمی نیز که در دوره حکومت این دودمان در تاریخ دینی وقوع مییابد رسمی شدن دین تشیع است. که تأثیرات آن بر حکمت و فلسفه کاملاً هویداست بنابراین اندیشه تشیع در ادبیات نیز رخ می نماید و به حق شعر و ادبیات این دوره نه تنها نسبت به دیگر دوره های ادبی قبل کاستهای ندارد بلکه شیوه جدیدی در ابتکار ادبی است و ترکیب دین فلسفه و عرفان نیز که از خصوصیات بارز مکتب فلسفه اصفهان است در ادبیات هم دیده می شود. پس از یافتن این تفاهم های اندیشه و ادب در دوره صفوی شاید سزاوار باشد به گفته برخی ادب پژوهان معاصر ادبیات این برهه زمانی را به جای سبک هندی«سبک اصفهانی» یا «سبک صفوی» بنامیم زیرا که دارای بارزترین ویژگی های اندیشه مردمان ایرانی در این دوره است.