مقاله بهبود مدل پوسته فلات ایران با استفاده از بی هنجاری بوگه مدل EGM2008 که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در ۱۳۹۲ در مجله فیزیک زمین و فضا از صفحه ۳۱ تا ۴۳ منتشر شده است.
نام: بهبود مدل پوسته فلات ایران با استفاده از بی هنجاری بوگه مدل EGM2008
این مقاله دارای ۱۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مدل ژئوپتانسیل EGM2008
مقاله مدل پوسته
مقاله بی هنجاری بوگه
مقاله فیلترپایین گذر میانگین گیر متحرک

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: متشرعی آرش

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
با ظهور فناوری گرانی سنجی ماهواره ای، امکان محاسبه درجات بالای ضرایب ژئوپتانسیل و در نتیجه دسترسی به میدان گرانی با قدرک تفکیک مکانی زیاد میسر شده است. مدل ژئوپتانسیل EGM2008 با ضرایب بسط تا درجه ۲۱۹۰ معادل قدرت تفکیک مکانی حدود ۱۰ کیلومتر، کاربردهای فراوانی در بررسی های میدان گرانی زمین دارد. یکی از کاربردهای این مدل، محاسبه مدل پوسته با قدرت تفکیک مکانی مناسب است. به ویژه در منطقه فلات ایران که به سبب شرایط خاص جغرافیایی و توپوگرافی (وجود کوهستان های صعب العبور و کویرهای فاقد دسترسی مستقیم) امکان مشاهدات زمینی میدان گرانی به شکل یکنواخت و یکپارچه وجود ندارد.
در این پژوهش با استفاده از میدان بی هنجاری بوگه محاسبه شده از ضرایب ژئوپتانسیل در یک شبکه با تراکم ۰٫۱ درجه اقدام به بازسازی و محاسبه مدل پوسته پیوسته با قدرت تفکیک مکانی هم ارز میدان بی هنجاری بوگه (۰٫۱ درجه) شد. با توجه به عمق متوسط موهو به منزله چشمه سبب ساز، در منطقه معادل ۴۰ کیلومتر به منظور حذف تاثیرات بی هنجاری های سطحی، یک فیلتر پایین گذر میانگین گیر متحرک، با تابع کرنل ۵ در ۵ یکانی به کار رفته است. در این مدل سازی، از مدل پوسته جهانی (بر اساس داده های امواج سطحی حاصل از زمین لرزه ها) با قدرت تفکیک مکانی ۲ درجه، به منظور برازش با داده های بی هنجاری بوگه و محاسبه فاکتورهای برازش استفاده شده است. شیب خط برازش ۱۲٫۴۹۹- برآورد شد که با توجه به رابطه خطی بوگه معادل تباین چگالی حدود ۳۰۰ کیلوگرم بر متر مکعب است.
مدل پوسته محاسبه شده با مدل های پوسته جهانی و مدل دهقانی (دهقانی و ماکریس، ۱۹۸۳) به لحاظ آماری مورد مقایسه قرار گرفته است. تفاوت مشاهده شده در منطقه البرز میانی (قله های مرتفع دماوند و پیرامون آن) با نتایج صدودی و همکاران (۲۰۰۹) مقایسه شد و ادعای بی ریشه بودن کوه های البرز، به خصوص برای البرز میانی، مورد تردید قرار گرفته است.