سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: پنجمین همایش تخصصی مهندسی محیط زیست

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

مجید کرمانی –
عبدالمجید قلیزاده –
میترا غلامی –
مهدی فرزادکیا –

چکیده:

در مطالعه حاضر، از خاکستر سبوس برنج به عنوان جاذب به منظور تصفیه آبهای آلوده به ترکیبات فنلی(فنل،۲-کلروفنل و ۴-کلروفنل) استفاده شده است. نتایج حذف فنل، ۲-کلروفنل و ۴-کلروفنل به‌صورت ناپیوسته با تغییر فاکتورهای موثر نظیر زمان تماس، pH، غلظت اولیه ترکیبات فنلی و دوز خاکستر سبوس برنج حاصل شد. در نهایت نتایج توسط مدل‏های سینیتیک و ایزوترم تحلیل گردید. در این پژوهش زمان تعادل سه ترکیب ۲۴۰ دقیقه به دست آمد. درصد حذف ۲-کلروفنل نسبت به فنل و ۴-کلروفنل کمتر بود. حداکثر ظرفیت حذف در pH اولیه ۵ حاصل شد. نتایج نشان داد که درصد حذف با افزایش دوز جاذب و کاهش غلظت ترکیب فنلی افزایش می‌یابد. مقدار ضریب همبستگی و فاکتور ARE نشان داد که در مطالعات سینیتیک، فنل(۹۹۹۹/۰=۲R)،۲-کلروفنل (۹۹۹۲/۰=۲R) و ۴-کلروفنل(۱=۲R) از مدل شبه درجه دوم تبعیت می کنند و در مطالعات ایزوترم، برای فنل، مدل لانگمویر(۹۴۹۹/۰=۲R) و برای ۲-کلروفنل(۹۶۵۹/۰=۲R) و ۴-کلروفنل (۹۵۴۲/۰=۲R) مدل فروندلیچ صادق بود. فرایند جذب بسیار به pH وابسته بوده و بر خصوصیات سطح جاذب، درجه یونیزاسیون و راندمان حذف موثر است. در pH بالا یون‏های هیدروکسید (OH) با مولکول‏های فنل برای مکان‏های جذب رقابت می کنند. جذب بسرعت انجام شده و کم‌کم به مقدار ثابتی می‌رسد زیرا با گذشت زمان مکان‌های جذب پر شده تا زمانیکه به حد اشباع می‌رسد. با افزایش دز جاذب درصد جذب به‏طور قابل توجهی افزایش یافت که بدلیل این حقیقت است که میزان های بیشتر جاذب سبب مکان های جذب بیشتر می شود