درآمد:

واکنش کیفری در قبال رفتارهـای بزهکارانـه، سـابقهای بـه قـدمت تـاریخ بشـریت دارد. بدینسان، همپای تحولات اجتماعی، اقتصادی و غیره، بزه نیز از لحاظ مفهوم، دامنه، نـوع و کیفیت در سدههای اخیر دچار تغییرات بسیاری شده و واکنش اجتماعی نیز به تناسـب شاهد دگرگونیهای وسیعی بوده است .(۱)

در ادوار گذشته، ضمانت اجراهای کیفری، غالباً در قالـب مجازاتهـای ترهیبـی و ترذیلـی اعمال میگردید. در این دوره، مجازات بر پایه انتقام و سرکوبی مجرم استوار بـود و بـه شکل مجازاتهای بدنی قهرآمیز و سایر مجازاتهای خشن متظاهر میشد.

لیکن بـه تـدریج که حقوق کیفری از حالت انتزاعی صرف خارج گردیـده و بـویژه در دوران معاصـر، در پرتو یافتههای جرم شناختی، به سمت عینیت و واقع گرایی در برخورد با پدیده مجرمانه گرایش پیدا کرده است و از طرفی، با ظهور اندیشههای کیفری بشر دوستانه که سعی در انطباق هر چه بیشتر مجازات با اصول انسانیت دارد، تمایل بـه مجازاتهـای بـدنی رو بـه کاهش گذاشته و اندیشه اعمال کیفرهای جایگزین، تدابیر تأمینی و سیاسـتهای اصـلاح و تربیت بزهکاران، سر فصل نوینی را در قلمرو حقوق کیفری دولتها گشوده است .(۲)

در این میان، نگاهی به تاریخ تحولات کیفری نشان میدهد که کاربرد مجـازات شـلاق از زمانهای گذشته تا حال، به مثابه یکی از مهمترین اشکال واکـنش اجتمـاعی علیـه جـرم و جلوهای بارز از کیفرهای جسمانی ترهیبی – ترذیلی، امری شایع و رایج بـوده اسـت. در حال حاضر اگر چه مجازات شلاق از سیاهه کیفری بسیاری از کشورها حـذف شـده، بـا این وجود، همچنان در قوانین جزائی برخی دولتها مورد تصریح قرار گرفته و اجـرا مـی گردد. بدین لحاظ، مجازات مزبور در قانون مجازات ایـران نیـز بـه دفعـات در دو زمینـه تازیانه و شلاق »حدی« و» تعزیری« مطرح گردیده است.