حس تعلق به مکان به لحاظ فرهنگی، منعکس کننده مولفه اصلی حیات اجتماعی – فرهنگی می باشد. درنمونه ی مورد مطالعه در این تحقیق، تحقق تعلق جمعی در بازار سنتی تبریز، ناشی از تجربه متقابل نیروهای فیزیکی، هیجانی و اجتماعی بوده و هست و در قالب دو نوع رابطه ی روحی ـ روانی و اخلاقی تعریف می گردد. به دیگر سخن، تعلق افراد به بازار، حاصل ارتباط درونی، تصورات ذهنی، خصوصیات محیطی و مبانی فرهنگی و اعتقادی ساکنان آن می باشد.

امری که از یک سو، ریشه در تجربه های ذهنی افراد نظیر؛ وقایع، سنت،تاریخ، فرهنگ، اعتقادات، اجتماع و … دارد و از سوی دیگر برگرفته از بسترهای عینی و بیرونی در محیط، نظیرنوع طراحی، سازماندهی بازار، کالبد و … می باشد. لذا می توان اینگونه بیان نمود که بازار سنتی آنجایی استکه علاوه بر فعالیت اقتصادی، رشد اجتماعی و نیازهای روان شناختی، به رفع نیازهای جمعی و فردی شهروندانبپردازد.

این امر، توجه معماران و شهرسازان، به تنوع نیازهای انسانی را در طراحی محیط طلب می نماید ونیازمند بینشی همه جانبه پیرامون نحوه ارتباط میان مفاهیم گذشته، حال و آینده فضای مورد طراحی می باشد تازمینه های تحقق تعلق اجتماعی و مکانی ، فراهم گردد. در مجموع، به نظر می رسد نکات زیر بتواند در ایجادحس تعلق به مکان در مجموعه ی بازار موثر واقع شود:

  1. افزایش حس تعلق اجتماعی از طریق انتقال صحیح باورها و تعهدات دینی در عرصه های عمومی
  2. وارد نمودن شهروندان به صحنه های فعالیت اجتماعی و متعاقب آن ایجاد خاطره ی جمعی
  3. محول نمودن مسئولیت های جانبی به شهروندان