سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: چهارمین همایش علمی سراسری دانشجویی جغرافیا

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

منیره رحیمی – کارشناس ارشد برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تهران،
فردوس توسلی – کارشناسی ارشد توسعه روستایی، رئیس گروه برنامه ریزی اقتصاد کشاورزی و تو

چکیده:

کشور ما، با داشتن نزدیک به ۶ دهه تجربه برنامه ریزی ) ۱۳۲۷-۱۳۹۰ (، در زمره پرسابقه ترین کشورهای در حال توسعه -است که هنوز به هدف های متعارف رشد و توسعه دست نیافته، وجود فقر و نابرابری، محرومیت از امکانات و خدمات اساسی و تخریب روز افزون محیط زیست از نشانه های این وضعیت است. اگرچه بررسی ها از وجود برنامه های گسترده و در عین حال پراکنده طی سال های پس از انقلاب در زمینه رفع محرومیت، بهسازی و عمران روستایی و … با تخصیص اعتبارات لازم در زمینه برنامه های توسعه روستایی حکایت می کند. با این حال به نظر می رسد همچنان محرومیت، فقر و نابرابری در مناطق روستایی حاکم است. گرچه در تغییرات حاصله، برنامه های عمران و توسعه روستائی بی ثمر نبوده اند؛ ولی این تأثیر در حدّ انتظار نبوده و سهم عمده ای از تغییرات، خود جوش و ناشی از ضرورتها و گرایش های جامعه روستائی برای سازگاری با شرایط بسیار متحوّل زمانه بوده است. در این راستا، نظر به اینکه برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی نیازمند برنامه ریزی چامع، مستمر، هدفمند و متناسب می باشیم، مقاله حاضر به بررسی چگونگی و جایگاه توسعه روستایی در برنامه های پنج ساله توسعه و ارزیابی عملکردشان می پردازد،تا چالش ها و مشکلات برنامه ها ی توسعه روستایی شناسایی و راه حل هایی ارائه شود. در این پژوهش ا طلاعات به صورت مطالعه اسنادی و کتابخانه ای گرد آوری شده و سپس داده های ثانویه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که در برنامه های توسعه روستایی، توسعه ساختارهای فیزیکی )جاده، تلفن، برق( و در برنامه های توسعه کشاورزی، نمودهای فیزیکی) مقدار مصرف کود، حجم تولید محصول و … ( مورد توجه قرار گرفته و با اصل قرار دادن اهداف عملکردی، انسان ها و مردمان روستایی مورد توجه واقع نشدند. به طور کلی، روند تطور و نحول برنامه های توسعه روستایی، گویای نوعی تفاوت و تنوع در رویکردها، رهیافت ها، اهداف و روش های مورد عمل بوده است و به سختی می توان مسیر حرکت برنامه ها را در امتداد هم مورد ارزیابی قرار داد.