سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش ملی معماری و شهرسازی اسلامی

تعداد صفحات: ۲۶

نویسنده(ها):

فرامرز پارسی – مدیر عامل مهندسان مشاور عمارت خورشید
کاوه منصوری – کارشناس ارشد مرمت بناها و بافت های تاریخی و عضو پیوسته پژوهشکده عمارت خ
نگار بدری – کارشناس معماری و عضو پیوسته پژوهشکده عمارت خورشید

چکیده:

شهر به عنوان موجودی سیستماتیک، نظامی سلسله مراتبی است که از ترکیب زیر سیستم ها بوجودمی آید. محلات شهرهای تاریخی، عناصرکالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر به شمار می روند که درمرتبه ای پائین تر از مفهوم شهر، سیستم پیچیده آن را بوجود آورده اند. بدیهی است که مجموعه بوجودآمده در قالب رابطه ای معنادار، مفهومی فراتر از عناصر تشکیل دهنده خود به شمار می رود.وجود اسناد معتبر تاریخی، حاکی از وجود مرزبندی دقیق و تاثیر گذار محلات در نظام شهرسازیایران است. این مرزبندی های اجتماعی که در ابتدائی ترین فرم خویش در نظام های خانو ادگی و عشیرهای قابل ردیابی است، در دوره های متاخر به حوزه های مختلف مذهبی ، اقتصادی و اجتماعی نیز کشیدهمی شوند. وجود وقف نامه ها و نقشه های تاریخی از شهرهایی چون تبریز، تهران، قزوین و اصفهان و . .. خود دلیلی محکم بر حضور نظام محلات در شهر های تاریخی کشور است که در تغییر چهره شهرایرانی تاثیرگذار بوده اند. محلات تاریخی و اندام های کالبدی آن، نمایانگر وجه بارز این تقسیم بندی درنظام شهرسازی ایرانی است که با پشتوانه ای تاریخی، نقشی کلیدی در نظام اداره شهر را داشته اند. نظامی که در طول قرون متمادی دستخوش تغییراتی بنیادین شده و در دوره قاجاری به تکامل یافته ترینوضعیت کالبدی و کارکردی خود دست یافته اند.بررسی دوره قاجار به عنوان آخرین دوره از تاریخ تسلسلی معماری و شهرسازی ایرانی از آن رو بااهمیت جلوه می کند که به رغم نزدیکی زمانی و حجم قابل توجه آثار معماری و شهرسازی، نه تنهابررسی کافی نشده، بلکه حتی در مواردی با بی مهری محققان به عنوان دوره افول و گسستگی نیز یادشده است. از سوی دیگر، وجود اسناد معتبر، مکتوبات، گزارشات و از همه مهمتر نقشه های تاریخی کهبررسی ویژگی های معماری و شهرسازی این دوره را امکان پذیرتر می نمایاند، از دیگر انگیزه هایانتخاب دوره یاد شده به عنوان دوره زمانی مورد بررسی پژوهش حاضر است.مقایسه تطبیقی شهرسازی دوره قاجار و دوره پیش از آن، گویای تفاوت های اجتماعی عمیقی استکه تاثیر آن بخوبی در نظام معماری و شهرسازی ایران قابل بررسی است. اگر در دوره صفوی، حضوردولت متمرکز و اقتدارگرای مرکزی با هدف شهرسازی حکومتی، به ایجاد میا دین، خیابان ها، کاخ ها،باغ ها و مساجد بزرگ می پردازد، دولت قاجار در نظام اداره شهر مداخله نمی کند. در واقع در این دوره،هدایت و توسعه نظام شهری بر عهده مهمترین و پیچیده ترین نهاد مدنی، یعنی محله قرار داده می شود وشاید به همین دلیل است که در دوره قاجار هرگز، میادینی با عظمت میدان نقش جهان پدید نیامد.شهر قاجاری از طریق اداره شهر توسط ترکیبی از نهاد های مدنی که محلات تاریخی، تبلور کالبدیآن بود به چنان انسجام کالبدی دست می یابد که شاید پیش از این هرگز در شهر ایرانی، تجربه نشده بود.همه چیز از فرهنگ و اقتصاد، عمران و آبادانی و نظام اجتماعی در ارتباط با هم و بر اساس مضمونزندگی جاری شکل می گرفت و از همین رو، تضادی لاینحل میان زندگی مردم و شهر ایجاد نمی گردید.نه معماری مزاحم شهر بود و نه شهر مزاحم سکونت. از این روست که می توان شهر قاجاری و به تبع آننظام شهرسازی این دوره را تکامل مفهوم مدنیت در تاریخ شهرسازی ایران دانست که بسیاری ار مفاهیماجتماعی – مدنی آن قابل بازشناسی است.از این رو، در پژوهش حاضر با انتخاب دوره قاجار به عنوان بازه زمانی پژوهش و شهرهایی چونتبریز، تهران و قزوین به عنوان نمونه های موردی مطالعه، به نقش کلیدی محلات در اداره، هدایت وتوسعه شهر پرداخته و کارکرد اجتماعی محلات از یک سو و ویژگی های کالبدی آن از سوی دیگر موردبررسی قرار می گیرند.