شادکامی از حیطه عواطف و هیجاناتی است که آدمی تجربه می کند و در بر گیرنده احساسات مثبتی چون لذت، آرامش، حس جریان داشتن وشیفتگی در زندگی است و بر تصمیم گیری، افکار و اعمال فرد تأثیر می گذارد(امیری، ۱۳۸۸). به نظر دینر (۲۰۰۹) سه جزء اساسی شادکامی عبارتند از: هی جان مثبت، رضایت از زندگی و نبود هیجانات منفی (از جمله نبود اضطراب، افسردگی و…) و نیاز داشتن روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی، دوست داشتن دیگران و طبیعت نیز از اجزاء شادکامی هستند.

شوارتز و استراک (۲۰۱۲) به نقل از فرانسیس ( ۲۰۱۳) باور دارند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات سوگیری دارند، یعنی، اطلاعات را به گونه ای پردازش و تفسیر می کنند که به خوشحالی آنها می انجامد. شادکامی دارای سه جز است: جز خلقی ( شادی و خوشحالی)، جز اجتماعی ( گسترش روابط اجتماعی) و جز شناختی (تفکر و پردازش اطلاعات به سمت عواطف شادی بخشی) فرانسی (۲۰۱۳) دریافت که برون گرایی، شادکامی و رضایت از زندگی را برای ۱۳ سال آینده پیش بینی می کند و بنابراین، شادکامی یک ویژگی شخصیتی است که می توان برای آن یک پایه زیست شناختی در نظر گرفت. بربنر (۲۰۰۳) به نقل از مایرز (۲۰۱۲) شادکامی را متغیری می داند که پایه شخصیتی دارد.

او در مطالعه بین فرهنگی خود به این نتیجه رسید که در ملت ها و فرهنگ های گوناگون، در محیطها و موقعیت های اجتماعی مختلف، مردم در زمینه شادکامی با هم متفاوتند و این تفاوت ها پایدار است. یکی از موضوعات مرتبط با شادکامی، وجود شبکه حمایتی است، به این دلیل مایرز (۲۰۰۹) می گوید، وقتی از مردم پرسیده شود که فرد شادکام چه کسی است، در پاسخ به شبکه های حمایتی از روابط در یک فرهنگ اشاره می کنند که به تفسیری مثبت و خوش بینانه از رویدادهای روزمره زندگی می انجامد و بنابراین ارتباط اجتماعی با افراد و نوع این ارتباط و میزان مطلوبیت اجتماعی یکی از عوامل موثر در شادکامی است. به عبارتی مطلوبیت اجتماعی و تمایل به مورد تایید قرار گرفتن یک نیاز مشترک بین تمام انسان ها است.

همه افراد به طور طبیعی تمایل دارند که تایید شوند و توسط دیگران پذیرفته شوند و در جهت رسیدن به این پذیرش تلاشی می کنند(صدیق پور، محمودیان وسلطانی، ۱۳۸۸). گروهی از انسانها همیشه مطابق با نظرات و اعتقادات خود صحبت می کنند. اگر از آنها در مورد موضوعی سئوال شود، با صداقت پاسخ می دهند. در عقاید خود ثابت قدم هستند و تحت هر شرایطی حتی اگر پاسخ های آنها طرد اجتماعی را به دنبال داشته باشد، به سئوالات یکسان پاسخ می دهند. گروهی دیگر طوری صحبت می کنند که مورد تایید دیگران قرار گیرند. اگر از آنها در مورد موضوعی سئوال شود، به نحوی پاسخ می دهند که فکر می کنند، دیگران دوست دارند. این افراد سعی می کنند با قواعد و هنجارهای اجتماعی سازگاری نشان دهند و از طرد اجتماعی در امان بمانند.

سخن گفتن و رفتار کردن مطابق انتظارات دیگران را مطلوبیت اجتماعی می نامند( صدق پور و همکاران، ۱۳۸۸). مطلوبیت اجتماعی همانند پیوستاری است که در یک انتهای آن افرادی با سطح بالای مطلوبیت اجتماعی که نظرات و تجربیات خود را در مصاحبه و پاسخگویی به سئوالات تغییر می دهند و در انتهای دیگر آن افرادی با مطلوبیت اجتماعی پایین که به هیچ وجه نظرات و تجربیات خود را تغییر نمی دهند، قرار دارند. مطلوبیت اجتماعی عبارتست از تمایل افراد برای پاسخ دادن مطلوب و پرطرفدار از نظر اجتماعی به جای توصیف آنچه واقعا فکر می کنند، اعتقاد دارند و یا انجام می دهند(قربانی، ۱۳۹۰). خود کارآمدی یک توانایی است که در آن مهارتهای رفتاری، عاطفی، اجتماعی و شناختی باید سازماندهی شده و برای اهداف بی شمار بطور موثر هماهنگ شوند. بیان داشتن صرف مهارتها و توانایی ترکیب آنها برای انجام عملی در شرایط دشوار تفاوت آشکار، وجود دارد(نجمی، ۱۳۸۷). از این رو هدف پژوهش حاضر پاسخ گویی به این سئوال است که آیا بیان مطلوبیت اجتماعی و خودکارآمدی با شادکامی دانشجویان دانشگاه آزاد مقطع کارشناسی واحد کرمان رابطه وجود دارد؟