سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

احمد غنی پور ملکشاه – استادیار دانشگاه مازندران
رضا عبادی جامخانه – دبیر علوم اجتماعی نکاح، مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی بهشهر
نسیم احمدی – کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

چکیده:

دگردیسی افکارو ذهنیات و انقلاب حال از مسائلی است که بشر همواره در طول تاریخ دستخوش پیامدهای ناشی از آن است و هنگامی که این حالت بر انسا ن عارض می شود، تمرٌد از آن ثمره ای ندارد جز افسردگی درونی، خود خوری و ضعف فردی و اجتماعی . این حادثه مهیج درونی بسیاری از مردان کوچک و بزرگ ایران و جهان را شکار خود کرده است . انسان هایی همچون بودا، پاسکال،مولانا، عطار، ابراهیم ادهم، سنایی غزنوی،فضیل عیاض، و بسیاری اسطوره های دیگرکه خودنمایی این دگرگونی روحی آنان را در مسیر خواسته های جدید و ارض ای نوین فکری پیش برد. مقاله حاضر به نوعی در پی وضوح بیشترر فرایندهای این حوادث ناگهانی است . این که هر شخصیت پس ایجاد این حالت در چه حیطه ای به مبرزات فردی و اجتماعی پرداخته است . جهت پی بردن به این مقولات روند تحول فکری این دو شخصیت به صورت تفکیکی مور د تدقیق قرار گرفت . به شاهد مثال های اخذ شده از آثار این یزرگان نیز گریزی زده شد و در نهایت می توان این گونه برداشت کرد : تحول فکری ناصر خسروو امام محمد، این دو شخصیت متفکر خراسانی را در جبهه های متفاوت از یکدیگر قرار داد . به طوری که به عنوان نمونه امام محمد را از علوم عقلی همچون فلسفه گریزان ساخت اما ناصر خسرو به سمت این گونه علوم و تألمات عقلی گرایش یافت و بسیاری تفارق های دیگر که در بطن مقالهخواهد آمد.