سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

بهنام دریای لعل – کارشناس ارشد مدیریت پروژه و ساخت، دانشگاه شهید بهشتی

چکیده:

بدون شک فرهنگ جلوه گاه مهمترین باورهای هر قومی است و یکی از مصادیق بارز آن را می توان در چگونگی بهره گیری از انرژی جستجو نمود، چ در بعد کمی و چه در بعد کیفی، کالبد بنا علاوه بر تامین نیازهای زیستی و فرهنگی انسان ، به صورت بخشی از محیط زیست، تامین انرژی های مورد نیاز ساختمان را نیز از منابع طبیعی برعهده دارد. نتیجه این روند نوعی معماری همساز با اقلیم و بومی از نظر فرهنگی و اقلیمی است که می تواند پاسخی مناسب به کاهش شدید منابع انرژی های تجدیدناپذیر و افزایش آلودگی های زیست محیطی ناشی از تقلید بدون شناخت از فرهنگ معماری جهانی و عدم انطباق با اصول فرهنگی و اقلیمی بومی در دوران معاصر ایران باشد. توجه به جغرافیا و اقلیم که از عناصر مهم شکل دهنده فرهنگ و در راستای آن فرهنگ معماری هستند ، از جمله وجوه بسیار مهم در شکل گیری معماری بومی و همساز با نحیط نیز می باشند . معماری کهن ایران که همواره با تکیه بر خلاقیت و خصایص پایدار از جایگاهی ویژه برخوردار بود در عصر حاضر در اثر مواجهه با پدیده های گونا ن نظیر مکان های های استعماری و سرازیر شدن ثروت های نفتی ، بدون دارا بودن پشتوانه مدیریتی لازم و نیز دلباختگی به مظاهر تمدن تازه صنعتی شده غربی از حقیقت خویش فاصله گرفته است . و این در حالی است که معماری کهن ایران زمین ، با توجه به مصادیق فراوان قابل بحث و بررسی ، به خوبی به مبانی پایداری وفادار بوده است . ساختمان های کهن ایران طوری طراحی شده اند که در زمستان به خوبی و سادگی گرم می شوند و در تابستان به راحتی خنک و این ساده ترین وکاربردی ترین مفهوم معماری پایداراست. دست کم از اصول معماری ایرانی خود بسندگی و پرهیز از بیهودگی را بدون کوچکترین کم و کاستی می توان با معماری پایدار (سبز) مطابق دانست این یعنی معماری ایران خیلی قبل تر از آنکه دنیا به فکر نگرشی نو به معماری باشد اینگونه می آفریده است .در این مقاله سعی شده است تا با تبیین رابطه میان فرهنگ و معماری ،به بررسی پایداری در معماری کهن ایران و مصادیق آن بپردازیم و به این سوال پاسخ دهیم که اساسا مصادیق معماری پایدار در معماری کهن ایران، قابلیت بکارگیری مجدد را خواهد داشت و یا خیر ؟