سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین کنگره بین المللی افق های جدید در معماری و شهرسازی

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

سیدامیرحسین گرکانی – دکترای معماری، استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد پردیس تهران
مهسا بشیری – دانشجوی دکتری معماری، دانشگاه تربیت مدرس،

چکیده:

در بازسازی سکونتگاههای روستایی معمولاً دو شیوه مداخلهای مدنظر میباشد که عبارتند از درجاسازی و یا جابهجایی روستاها. تجربیات گذشته کشور در بازسازی سکونتگاههای روستایی نشان میدهد که به علت فقدان قوانین و دستورالعملهایی در رابطه با تصمیمگیری راجع به جابهجایی و یا درجاسازی سکونتگاههای روستایی و از سویی نبود تعریفی فراگیر از این دو مفهوم در سیاستهای مداخلهای در روستاها، بسیاری از مداخلات صورت گرفته در طرحهای عمرانی با رویکرد به ظاهر توسعهای صورت گرفته اما به دو قطبی شدن روستاها و اتلاف سرمایههای ملی منجر گردیده است. در پژوهش حاضر با مرور ادبیات موجود در زمینه جابهجایی سکونتگاههای روستایی و نیز بررسی کتابخانهای تجارب جابهجایی روستایی و نیز تجربیات میدانی نگارندگان و با روش توصیفی تحلیلی، به تدقیق تعاریف درجاسازی و جابهجایی و بررسی عوامل و انگیزههایی که جابهجایی – سکونتگاههای روستایی را در پی دارند و نیز پیامدهای ناشی از آن پرداخته شده است. طبق نتایج پژوهش، جابهجایی عبارت است از فرآیند تغییر مکان سکونتگاه روستایی به خارج از محدوده آن و اسکان مجدد در سکونتگاهی جدید. در مقابل درجاسازی فرآیندی است که در آن، روستا در محدوده سکونتگاه موجود بازسازی میشود. همچنین رخدادهایی که جابهجایی روستایی را در سطح کشور به دنبال دارند به طور کلی شامل سانحه، توسعه و دلایل اجرایی هستند که با تأثیرگذاری بر حوزههای سلامت، کالبد مصنوع، منابع حیاتی و نیز منافع ملی زمینه جابهجایی روستا را فراهم میکنند. ضمن این که جابهجایی در سکونتگاههای روستایی پیامدهای مختلفی در ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی،زیستمحیطی و مدیریتی به دنبال دارد.