– مسأله تغییر نگرشها و باورها

موفقیت برنامه های غیر متمرکز به میزان زیادی بر باور ها و نگرش های دست در کاران و مجریان برنامه ها متکی است. برخی از زمینه های الزامی تغییر باورها و نگرش ها به شرح زیر است.:

-۱ باور به لزوم ایجاد تنوع در فرصتهای یادگیری برای پاسخگویی به تفاوتهای فردی دانشآموزان .

-۲  تصمیم به ایجاد تحول در نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و ارزشیابی از معلمان.

دلیسیو(۲۰۰۵) ۱ در پاسخ به این پرسش که چرا فرهنگ مدرسه مهم است، مینویسد : عملکرد یک مدرسه تا زمانی که فرهنگ آن به گونهای نباشد که افراد در آن احساس ارزشمندی و آرامش کرده و در بهبود خود مشارکت داشته باشند،

هرگز بهبود پیدا نمیکند. او به نقل از واگنر۲ میگوید: تئوری قدیمی بهبود مدرسه بیانگر آن است که باید به طور شایسته نتایج برنامههای آموزشی پژوهش محور را به کار گرفت و اما اکنون بسیاری از مردم با این فرض موافقند که اگر افراد درون مدرسه تغییر نگرش ندهند و بر ضرورت بهبود بخشی امور باور نداشته باشند، هیچ تغییری رخ نخواهد داد. بسیاری از پژوهشگران از جمله استیگلر و هیبرت(۱۳۸۳)

۳ بر این باورندکه آموزش فعالیتی فرهنگی است و فعالیتهای فرهنگی در سطح بالایی از رشد و تکامل خود ابداع نشدهاند، بلکه در طول زمان شکل گرفته و شبکه محکم و پایداری از باورها و پیش فرضهایی را که خود بخشی از فرهنگ است، شامل میشوند. بنابراین، این واقعیت که آموزش یک مقوله فرهنگی است، پیچیدگی مسأله و دشواری تلاش برای تغییر را نشان می دهد.