سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: چهارمین همایش ملی قرآن کریم سفینه النجاه عصر

تعداد صفحات: ۲۳

نویسنده(ها):

فخری مصری – کانون قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی واحد سلماس

چکیده:

در جهان معاصر که اقتصاد حرف اول را در تمام فعل و انفعال های داخلی و بین المللی کشور های دنیا می زند، ارائه طرح و الگویی که بتواند اقتصاد کشور ها و به تبع آن اقتصاد جهانی را در جهت هم خوانی با معیارهای انسانی و اهدافبشری هدایت کند و در یک کلام عدالت اجتماعی را به ارمغان بیاورد، ضروری احساس می شود؛ گرچه در این راستا از قرن ها پیش تا کنون تلاش هایی از سوی اقتصاددانان جهان غرب به طور گسترده و دانشمندان مسلمان در چارچوبموازین اسلامی صورت گرفته و مدل هایی هم ارائه شده است اما عملاً نتوانسته اقتصاد را در مسیر اهداف انسانی قراربدهد. بى گمان حکومت علوى یک استثنا در تاریخ است و می توان آن را وحید و منحصر به فرد دانست و از نقطه های عطف تاریخ به شمار آورد. گواه این حقیقت هم، توجه گسترده و فراوانى است که اندیشمندان و فرزانگان بشریت اعم از شیعه یا سنّى و حتى افراد بیرون از اسلام به این دولت کوتاه عمر ولى سرنوشت ساز مبذول داشته اند و از زوایاى مختلف کلامى، سیاسى، تاریخى، نظامى و غیره مورد بررسى و کنکاش قرار داده اند و آثار انبوهى را پیش روى ارباباندیشه و نظر نهاده اند. در این بین، یکى از ابعاد مهم و شگفت انگیز این حکومت که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفتهو لااقل برخى از زوایاى آن تاکنون به خوبى شکافته نشده، بررسى برنامه های اقتصادى حکومت علوى در باره رشد و توسعه و سازندگى و تلاش آن در زدودن چهره زشت و دردآلود فقر و بینوایى از جامعه اسلامى و پدید آوردن جامعه ای متعادل و عارى از شکاف عمیق طبقاتى و کاستن از فاصله عمیق فقر و غنا می باشد. پرسش هایی فراوان، در این زمینه قابل طرح است که در سایه پاسخگویى به آن می توان به افق هایی نو و ارزشمند راه پیدا کرد. از جمله آنکه، آیا اصولاًحکومت علوى نسبت به اصلاحات اقتصادى و بهبود رفاه عمومى اهتمامى داشته و برنامه ای را در این زمینه ارائه نموده است؟ نویسنده در این مقاله به بررسی سیاست های اقتصادی حکومت علوی می پردازد. برای این منظور ابتدا نگاهی کوتاه به هدفمند کردن اقتصاد در حکومت علوی می پردازد و در ادامه به بررسی اصلاحات اقتصادی می پردازد. نویسنده درنهایت به این نتیجه می رسد که توجه به مسئله فقرزدایی و کاستن بار سنگین مشکلات اقتصادی از مردم و برقراری عدالت اقتصادی، در سیره فردی و حکومتی امام علی (ع) به عنوان فریضه ای الهی و ضرورتی دینی مطرح بوده است ونمی توان این اصلاحات را صرفاً امر بشری و بیرون از دین دانست. طبق سیره آن حضرت، جامعه اسلامی مطلوب و مورد توجه آورنده شریعت، که بر وفق موازین دینی مشی نموده و با استعانت و یاری از آموزه های دینی به تکاپو پرداخته، جامعه ای پیشرفته، برخوردار، توسعه یافته و دارای تعادل همه جانبه است.