سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: نخستین همایش سالانه علوم مدیریت نوین

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

سیدرضا موسوی زاده – دکتری مدیریت بازرگانی، عضو هیات علمی دانشگاه پیام نورگرگان،گروه مدی
سمیه شریفی – کارشناس ارشد حسابداری ،کارشناس ارشد امور مالی دانشگاه پیام نور گرگان
فاطمه دادبه – کارشناس ارشد مدیریت مالی

چکیده:

مدیریت سود را می توان از دو منظر انعقاد قرارداد و گزارشگری مالی، مورد بحث قرار داد. از نظر گزارشگری مالی، مدیران ،ممکن است، به وسیله مدیریت سود، بر ارزش بازار سهام شرکت خود تاثیر بگذارند. از منظر انعقاد قرار داد، مدیریت سود، راهی کم هزینه برای حمایت شرکت در مقابل نتایج غیر قابل پیش بینی مقررات در زمینه قراردادهاست. در هر دو منظر مدیریت سود باعث ایجاد انگیزه می شود. در این پژوهش هدف اصلی پاسخ به دو سوال است. در خصوص سوال اول می خواهیم بررسی کنیم که تا چه حد مدیریت امکان دارد در سال های نزدیک به پایان زنجیره سود تحت فشار بیشتر برای استفاده از مدیریت سود باشد.به عبارتی تا چه حدی مدیریت در سال های پایانی زنجیره سود شرکت، سود رامدیریت می کند. پاسخ این سوال نشان می دهد که آیا سود سال های پایانی زنجیره سود بیشتر مدیریت شده است یا خیر که مطمئنا دانستن چنین موضوعی برای سهامداران و سرمایه گذاران بسیار مفید خواهد بود. در خصوص سوال دوم رابطه بین انعطاف پذیری حسابداری و مدیریت سود بررسی می شود. به عبارتی هدف ما پاسخ به این سوال است که آیا امکان دارد پایان زنجیره سود شرکت ها یا به عبارتی وقفه در گزارش سود شرکت ها ناشی از عدم انعطاف پذیری حسابداری باشد. نمونه آماری تحقیق، شامل ۱۵۷ شرکت است که داده های مالی آنها برای سال های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۹ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که شرکتهای دارای زنجیره سود، جهت تداوم الگوی افزایشی در سودهای گزارش شده، در مدیریت سود درگیر می شوند. در واقع، رفتار این شرکتها، در جهت اجتناب از شکست زنجیره سود می باشد. همچنین، برخلاف انتظار، نتایج نشان داد که انعطاف پذیری حسابداری بیشتر، احتمال شکست زنجیره سود را افزایش می دهد. در این رابطه، بنظر می رسد، مدیران شرکتهای نمونه آماری، از انعطافپذیری حسابداری در جهت کم نمایی سود استفاده کرده اند. بعبارت دیگر، آنها سعی کرده اند که رویه هایی را در گزارشگری مالی پیگیری نمایند که منجر به کاهش سود گزارش شده شود