سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش علمی دانشجویان علوم تربیتی ایران

تعداد صفحات: ۴

نویسنده(ها):

اکبر هدایتی – دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی دانشگاه تهران
ابوذر حیدری رفعت – دانشجوی کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی دانشگاه تهران
علی عنایتی نوین فر – دانشجوی کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی دانشگاه تهران

چکیده:

یکی از عمده ترین مسائل شغلی که به شکل واکنش در برابر فشارهای شغلی و سازمانی در میان کارکنان دیده می شود پدیده فرسودگی شغلی ۴ است. فرسودگی شغلی واژه ای برای توصیف دگرگونی های نگرش، روحیه و رفتار در جهتمنفی و رویارویی با فشارهای روانی کار است. این فرسودگی بیشتر در مشاغلی پدید می آید که افراد میزان زیادی از ساعات ۲۰۰۱ ). فرسودگی را به عنوان یک ) کاری را در ارتباط نزدیک با سایر مردم می گذرانند(بهنیا، ۱۳۷۹ ). مسلش و همکاران ۵پاسخ طولانی مدت نسبت به موقعیت های استرس زای میان فردی و عاطفی مزمن در شغل تعریف کرده اند. معلمان نیز بهواسطه ماهیت شغلی خود با مشکلات عدیده ای مانند: حجم بالای کار، افت تحصیلی دانش آموزان، حقوق و مزایای ناکافی و غیره مواجه هستند که این مشکلات همگی می تواند بر سلامت روانی آن ها تأثیر گذار بوده و با استمرار این مشکلاتآسیب پذیری آنان را بالا برده و در نهایت منجر به فرسودگی شغلی در میان آنان شود. به نظر می رسد که خودپنداره شغلی ۲۰۰۵ ) و سبک تفکر آنان می ، معلمان (زمانی و روحانی، ۲۰۱۰ )، متغیرهای شخصیتی و زمینه ای (کانو گارسیا و همکاران ۶تواند در کاهش یا افزایش فرسودگی شغلی آن ها تأثیر گذار باشد. بر اساس نظریه استرنبرگ شیوه های متفاوت پردازشاطلاعات افراد، سبک های تفکر نام دارد (زانگ ۷ و استرنبرگ، ۲۰۰۵ ). این سبک ها بر نظریه خود- حکومتی ذهنی ۸ استرنبرگ( ۱۹۹۷ ) استوار است. به گفته استرنبرگ، سیزده سبک تفکر در پنج بعد کارکردها شامل سبک های تفکرقانونگذارانه ۹، اجرایی ۱۰ و قضایی ۱۱ ، سطوح؛ شامل سبک های کلی ۱۲ و جزیی ۱۳ ، گرایش ها؛ شامل سبک های آزاد اندیش ۱۴ و محافظه کار ۱۵ ، شکل ها؛ شامل سبک های تک قطبی ۱، سلسله مراتبی ۲، الیگارشی ۳، آنارشی ۴ و حوزه ها؛ سبک های تفکر درونی ۵ و بیرونی ۶ از یکدیگر متمایز می گردند. با توجه به آنچه گفته شد پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین فرسودگی شغلی و سبک های تفکر در بین معلمان می پردازد.