سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش ملی علوم شناختی در تعلیم و تربیت

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

مژگان ربانی باوجدان – ارشد روانشناسی عمومی
مرجان ربانی باوجدان – ارشد روانشناسی عمومی
روشنک خدابخش – استادیار، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا

چکیده:

یکی از عوامل مهم در روانشناسی شناختی که به تفاوتهای فردی مربوط است و نقش مؤثری در فراگیری یادگیرندگان دارد سبک ناختی آنها می باشد. ویتکین، در سال های ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۲ برای نخستین بار الگوی سبک شناختی را مطرح ساخت که مشتمل بر دو سبک وابسته به زمینه و مستقل از زمینه بود. سبک شناختی وابسته و نابسته به زمینه، به عنوان توانایی مجزا کردن عناصر کلیدی از یک زمینه مبهم و گیج کننده، مشخص شده است (یولیانگ و گینتر، ۲۰۰۰). افراد تحت تأثیر ادراک خود از متن یا زمینه ی موضوعات گوناگون قرار می گیرد (سیف، ۱۳۸۰). ویتکن و همکاران (۱۹۷۹). نیز، نظریه پردازان شناختی- اجتماعی معتقدند که باورهای افراد نسبت به توانائیهایشان می تواند بر نتایج تحصیلی آنها نیز تأثیر گذار باشد (کرانزلر و پاجایز، ۱۹۹۷). نتایج مطالعات متعدد نشان دهنده ی وجود رابطه بین سبک شناختی مستقل از زمینه و وابسته به زمینه و پیشرفت تحصیلی می باشند (کراتریا و آربوتونت، ۲۰۰۶). در واقع نوع سبک شناخت نقش مهمی در میزان پیشرفت دارد.