سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش ملی علوم شناختی در تعلیم و تربیت

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

آذر هاشمی آزاد – کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی
سیدابوالقاسم مهری نژاد – استاد یار دانشگاه الزهرا دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

چکیده:

خلاقیت پرقدرت ترین توانایی در نهاد آدمی است. از خلاقیت تعاریف متعددی به عمل آمده است، بارون (۱۹۹۶) خلاقیت را توانایی به وجود آوردن چیزهای تازه تعریف می کند از نظر رولومی (۱۹۷۹) خلاقیت یک فرآیند عقلانی است که علاوه بر فعالیتهای فکر و ارادی، فعالیتهای عاطفی را هم گرد می آورد و به تحرک وا می دارد وی معتقد است که تفکر خلاق، نمایش بالاترین درجه ی سلامت عاطفی بوده و عبارت است از ابزار وجود، افراد سالم در جریان خودبهسازی و تکامل خویش. و تورنس (۱۹۷۹)، درگیری عمیق و توانایی ابراز عاطفی را در امور خلاقه، مهمی می داند. بر اساس تعاریف صاحب نظران در خلاقیت که نشان داده شد، هیجان و سازه های روانشناسی مرتبط با آن می تواند بر فرآیندهای خلاقیت تأثیر گذار باشد، حال یکی از سازه های روانشناختی مرتبط با خلاقیت خود ابرازگری است. رپوکشی (۱۹۹۶) در تعریف خلاقیت در قسمت زیباشناختی بر روی محوریت «خودابزارگری» فرد خلاق تأکید خصی را عنوان می دارد. (به نقل از استرنبرگ، ۱۹۸۸٫ ص ۱۱۹-۱۱۸) و کینگ وامونز (۱۹۹۰) معتقدند که ابرازگری سه بعد دارد که عبارت است از : ابراز هیجان مثبت، ابراز هیجان منفی و ابراز صمیمیت. بنابراین در این مطالعه سعی شده است تا برای این اظهار نظر روپوکشی یافته های تجربی فراهم کنیم و هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین خود ابرازگری هیجانی با خلاقیت در دانش آموزان دختر شهر تهران می باشد.