سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش ملی علوم شناختی در تعلیم و تربیت

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

فاطمه شریفی – کارشناس ارشد رشته روانشناسی تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد
حسین کارشکی – عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده:

طی دو دهه اخیر، متخصصان تعلیم و تربیت به مطالعه عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی به ویژه شناخت و انگیزش بیش از پیش توجه کرده اند. در متون روانشناسی، انگیزه به دلایل اساسی رفتار اشاره دارد. انگیزه در تعریفی گسترده به عنوان ویژگی است که ما را به انجام یا عدم انجام کاری وادار می کند، تعریف شده است. در نظریه خود تعیین گری (SDT)، انواع و اقسام مختلف انگیزه ذاتی بسته به میزان درونی شدن کنترل رفتاری با انگیزه خارجی از هم متمایز شده اند (نیرینک و همکاران، ۲۰۰۶). بر اساس این نظریه، در پائین ترین سطح، انگیزه بیرونی وابسته به انجام کاری به منظور دستیابی به بازده جداشدنی از خود فعالیت می باشد، انگیزه در فرد به صورت میل دریافت پاداش و یا اجتناب از تنبیه ایجاد می شود. اما در بالاترین سطح، افراد با شناسایی و پیداکردن دلایل مهم شخصی به انجام فعالیت می پردازند. هدف از انجام کار مشخص بوده و به همین خاطر نیازی به تقویت خارجی ندارد(لای، ۲۰۱۱). براساس مدل لنینبرگ و پنتریچ (۲۰۰۲) بین انگیزه و شناخت ارتباط وجود دارد. بر اساس این طرح پیشرفت های قبلی دانش آموزان، جنبه های اجتماعی یادگیری، متغیرهای انگزیشی مثل (انتظارات و ارزش ها) و متغیرهای شناختی مثل (دانش قبلی، راهبردهای یادگیری، فراشناخت و خودتنظیمی) با هم ادغام و یکی شده اند. بدین معنا که انگیزیش و شناخت هر دو بر هم تأثیر می گذارند.