سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: سومین سمینار بین المللی دانه های روغنی و روغنهای خوراکی

تعداد صفحات: ۶

نویسنده(ها):

جواد وفابخش – عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی
فرشاد محمدیان – کارشناس ارشد اقتصاد کشاورزی

چکیده:

در شرایط اقتصادی حاضر معمولا عوامل متغیر بسیارزیادی در فرایند تولید محصولات کشاورزی اثر گذار بوده و لذا پیدا کردن کمترین میزان تضاد منافع در اثر گذاری عوامل مذکور موجب صرفه جویی در عوامل تولید حفظ محیط زیست وپایداری تولید می شود این کار در قالب برنامه ریزی الگویکشت انجام می شود الگوی کشت به تعیین برنامه کشت محصولات زراعی و باغی درسطح ملی منطقه ای و محلی براساس شاخصهای فنی و اقتصادی و با درنظرگرفتن برنامه های استراتژیک کشور گفته میشود از دهه ۱۹۶۰ میلادی تاکنون روشهای برنامه ریزی در دنیا عمدتا استفاده از برنامه ریزی خطی بوده است هدف برنامه ریزی خطی به حداکثر یا حداقل رساندن توابع هدف ضمن لحاظ نمودن تعدادی محدودیت مانند آب، زمین، نیروی کار، ماشین آلات و سرمایه می باشد. روشهای نوین برنامه ریزی که تا به حال کمتر در سطح وسیع در کشاورزی مورد استفاده واقع شده اند مبتنی براهداف چند گانه و شرایط عدم قطعیت استوار میب اشند.این تحقیق براساس روش برنامه ریزی آرمانی فازی با اهداف متغیر انجام شد دراین روش برای الگوی کشت اهدافی از پیش تعیین شد و سپس محدودیت های موجود اولویت بندی و فهرست شدند. اهداف مورد نظر دراین الگو شامل بهره برداری بهینه از منابع آبی حداکثر سودخالص حداقل کردن هزینه تعادل نیروی کار کاهش مصرف کودهای شیمیایی و حفظ بستر تولید بود محدودیت های الگو در دو گروه کلی فیزیکی و آرمانی و به شکل محدودیت های اقتصادی فنی و استراتژیک دسته بندی و در الگو لحاظ شدند نتایج حاصل از مدل ریاضی برنامه ریزی در قابل چهارسناریو و هرکدام مشتمل بر پنج هدف برای هرشهرستان ارایه شد جایگاه کلزا دراین روش برنامه ریزی در صورتی که اهداف استراتژیک در مدلوارد می شد دارای کمیت مثبت اندیشی بود. درحالیکه اگر صرفا عوامل فنی و اقتصادی درکارکرد مدل منظور نماییم مدلهای برنامه ریزی سطح زیرکشت کلزا را کاهشی توصیه مینمایند.