سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین کنگره بین المللی افق های جدید در معماری و شهرسازی

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

مهسا معانی – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب.
فرح حبیب – دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات .

چکیده:

اگر هویت را تشابه با خودی و تمایز با غیر خودی بدانیم، این سوال در ذهن نقش می بندد که آیا شهرهای امروزی کشورمان دارای این ویژگی هستند؟ ظهور نادرست معماری مدرن و سبک بین الملل در کشور ما شهرسازی و معماری را روز به روز به سمت یکنواختی و استاندارد سازی سوق داده است که این موضوع پیامدی جز بی هویتی در پی ندارد. کما اینکه انزوای شهروند امروزی و افول زندگی جمعی شاخص ترین ویژگی های جامعه امروزی شده است. با عنایت به اینکه علاوه بر کالبد شهر های امروزی، بسیاری از شاخص های اجتماعی و فرهنگی را می توان علت این کاستی دانست، اما از وظیفه معماران و شهرسازان در حل این مشکل نباید غفلت نمود. در گذشته شهر های تاریخی ایران فضاهایی همچون تکیه، چهارسو، میدان داشته اند که بستر بسیار مناسبی برای زندگی جمعی فراهم کرده بود. امروزه با توجه به بلااستفاده شدن و بعضاً از بین رفتن این فضاها، باید در پی جایگزینی و بازیابی آنها در جهت گسترش دوباره زندگی جمعی باشیم. تالار شهر به عنوان یکی از مردم مدارترین فضاهای جمعی در بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد اما کشور ایران که دارای چنین سابقه درخشانی در معماری فضاهای جمعی است، امروزه خالی از چنین فضاهایی است. مقصود از تالار شهر فضایی با کاربری های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که می تواند خانه ای برای زندگی جمعی مردم یک شهر باشد که ضمن برآورده کردن نیاز های عصر حاضر با عنایت به تاریخچه شهرها، در بازیابی هویت شهر های تاریخی نقش بسزایی داشته باشد. در این میان شهر قزوین به عنوان نمونه ای که دارای گذشته ای درخشان در معماری و شهرسازی است همچون بسیاری ا ز دیگر شهر های ایران دارای پتانسیل مناسبی برای ساخت چنین فضایی می باشد که در این مقاله به آن پرداخته شده است.