سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

مریم معاون هاشمی – دانشگاه پیام نور واحد بجنورد
جلیل مسعودی فرد – عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور بجنورد
محمد ریحانی – عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیروان

چکیده:

در این مقاله، نگارنده قصد دارد ضمن تحلیل و بررسی ساختار نظام سلطه بر زنان در نهادی به نام «خانواده» خصوصاً خانواده ی سنتی سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ ش. به معرفی و شناخت زنان (منفعل/ اثرپذیر) و زنان (فاعل / اثر گذار ) در پنج رمان اجتماعی : «تهران مخوف»، «روزگار سیاه»، «اسرار شب»، «شهرناز» و «نادره» بپردازد. بررسی شخصیت قهرمانان زن در رمان های اجتماعی یاد شده در این حیطه به عنوان الگو این امکان را به ما می دهد تا پاسخی برای سؤالات زیر بیابیم. -۱ چه عواملی در تأثیرپذیری یا منفعل بودن زنان و اثر گذاری یا فاعل بودن آن ها ،دخالت دارد؟ -۲ منفعل بودن زنان، نقطه ی عطف چه تغییرات و رخدادهایی در روند شخصیت و زندگی آن ها می شود ؟ یکی از عوامل مخرب در روابط میان انسان ها که اثرات بسیار سوئی از خود به جامی گذارد، وجود جریانی به نام « سلطه »است. از آن جا که زنان به علل مختلفی از جمله: موقعیت های نابرابر زناشویی و …. نسبت به مردان دربرابر این جریان شکننده تر و آسیب پذیرتر واقع می شوند، بهتر است برای دست یابی به نتایج دقیق و علمی در خصوص پدیده ی سلطه ، پیامدهای آن را در میان قربانیانش که غالبٍا زنان و دختران هستند، شناسایی و تحلیل کنیم.