سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

حمیدرضا صارمی – استادیار دانشگاه تربیت مدرس، ایران، تهران
نازنین دارابی – دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات بروجرد

چکیده:

در معماری گذشته ایران بنا و نور را در نقش جسم و روح میتوان دید که به هم وابسته اند. یکی برای حضور مادی و دیگری برای حضور معنوی. این همان اندیشه و بینشی است که معماری گذشته ما را جاودان نموده است. چنان دو عامل با هم یکی شده اند که نمیتوان مرزی برای آن قائل شد. تا آنجا که اگر این دو عامل را از هم جدا نموده و فقط به کالبد نگاه شود معماری به وجود می آید که نمیتوان هویتی برای آن قائل شد همچون معماری امروز. دانستن نقش نور طبیعی در معماری گذشته گامی است برای اتصال دادن نقش نور طبیعی به معماری امروز. در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی، یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی میرسد در نتیجه برای نمایش این تمثیل در معماری اغلب بناهای مذهبی نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است. فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجد اسلامی که با نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند.. معماری بازی هنرمندانه خیره کننده مجموعه ای از اجسام ساخته شده در زیر نور است. نور همیشه علاوه بر استفاده کاربردی دارای ارزش نمادین نیز بوده است و در بسیاری از فرهنگ ها نور یا خورشید به عنوان منبع نور، عنصری خدایی محسوب میشود و آن را ارج مینهاده اند. نور در دوره های مختلف معماری و سبک های گوناگون معماری، با هدفی خاص و تعریف شده به کار گرفته میشد. روندی که معماری معاصر طی می کند کم کم به سمتی پیش میرود که نور جایگاه حسی و معنوی اش را از دست می دهد. این وظیفه بر عهده ی معمار است که از نور و سایه، روشنایی و تاریکی، روزنه های جداره بنا و … به گونه ای استفاده کند که مانع انجام دادن فعالیت های روزانه نشود، به علاوه احساس مطلوبی را در شخص ناظر القا کند. با در نظر گرفتن نور به عنوان مؤلفه ی اصلی فضا، ترکیب جامع و کلی، همراه با فضاهای مجاور، شکل خاصی از سازمان یافتگی متمرکز شده را پدید می آورد که در آن سلسله مراتب، الگوی کلی ای به معنا میبخشد، در نظم ساختاری نور به عنوان هندسه موجود عرضه میشود و منافذ و روزنه ها را تحت اختیار خود در می آورد و نظم قاعده مندی را به فضا تحمیل میکند در حالی که لایه های پیچیده تری از ادراک را پدید میآورد. در این تحقیق تلاش میشود که روح بنا و همگون شدن آن با معماری گذشته را بررسی نماییم. بینش و اندیشه معماری گذشته را بیرون کشیده و آن را به معماری امروز بشناسانیم. همچنین هدف از این مقاله یافتن پاسخی برای این سؤال است که چرا نور طبیعی معماری گذشته ما را جاودان نموده است؟ این بینش و اندیشه چیست؟ چگونه میتوان از آن در معماری امروز استفاده کرد؟