سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین کنگره بین المللی افق های جدید در معماری و شهرسازی

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

مهدی باباعباسی – دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قزوین
نوید حسن زاده – کارشناس معماری دانشگاه پیام نور واحد نوشهر
میلاد باباعباسی – دانشجوی کارشناسی عمران دانشگاه ازاداسلامی واحدرامسر

چکیده:

عوامل مصنوع و طبیعی موجود در شهر و حتی استفادهکنندگان از آنها، درگیر تغییر و تحولاتی پیوسته و آرام میباشند. تغییر و تحولات نسنجیده و بیتوجه به اکوسیستم شهری و کلیهی بافتهای موجود میتواند موجب فرسودگی تدریجی بافت شهری و کالبد تاریخی آن گردد. معرفی ناگهانی قالبهای جدید در بافت قدیم باعث گردید تا قطعات و ابنیه و بافتی که در مقابل تغییرات مقاومت مینمود، راهی جزفرسودگی در پیش نداشته باشد. مرمت شهری عملی فرهنگی است و سعی در انتقال ارزشهای کالبد یافتهی مکان، به آینده را دارد که این انتقال با اضافه نمودن ارزشهای معاصر به ارزشهای پایدار کهن همراه میباشد. لذا هدف از این مقاله، بررسی اقدامات صورت پذیرفته در راستای ارتقای میراث فرهنگی و مرمت بافت فرسودهی شهرهای امروزی به منظور بست گذشته، حال، آینده و همچنین برخورد مناسب با میراث ارزشمند گذشته به عنوان بخش مهمی از فرهنگ شهری در جهت مصون ماندن از گزند فراموشی و سطحینگری میباشد. برای پاسخ به این سوال که آیا میتوان با استفاده از مرور تجارب جهانی مرمت گامی به سوی ارتقای بافت فرسودهی شهری و میراث فرهنگی برداشت، با استفاده از روش قیاس تطبیقی و مقایسهی شیوههای انجام پذیرفتهی تجارب ایرانی و جهانی و استخراج نمودن ویژگیهای مرمتی هر یک به ارائهی راهکارهایی، پرداخته خواهد شد. نتایج پژوهش بیانگر این است که شهر از آنجایی که پدیدهای تاریخیاست، نمیتواند آنچه نو و همگانی است را نپذیرد. بدین جهت باید نوعی هماهنگی بین رفتارهای اجتماعی و انعکاس آن با توجه به زمینه و مشارکت مردم را در نظر داشت. بنابراین آنچه را که میتوان از قیاس و مقایسه تطبیقی برداشت نمود مدیریت اجرا، تداوم نگهداری بافت، زمینه گرایی و معاصرسازی اثر تاریخی، به معنای تبدیل کردن میراث مادی و فرهنگی به ثروت مادی و فرهنگی است که در ایران لازم است به تقویت آن پرداخته شود