سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی مدیریت و نوآوری

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

فاطمه عاملی – مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت-کارشناس ارشد مدیریت تولید و عملی

چکیده:

تحقیقات نشان داده ا ست که مدیران یا متخصصینی که از EQ(هوش هیجانی) بالایی برخوردارو از نظرفنی نیز با تجربه هستند با آمادگی و مهارت بیشتری نسبت به دیگران به رفع تعارض های نوپا، ضعف های گروهی و سازمانی و خلأ های موجود خواهند پرداخت؛ همچنین محققین ادعا دارند که هوش هیجانی کارکنان می تواند پیش بینی کننده پیامدهای مرتبط از جمله عملکرد شغلی و رضایت شغلی باشد. روش مطالعه حاضر توصیفی- مقطعی و جامعه آماری آن کلیه کارکنان و مدیران مستقر در ادارات امور مالیاتی استان فارس بودند که با روش نمونه گیری multi stage (چند گانه)، ادارات هر شهرستان به عنوان طبقه در نظر گرفته شد و سهم هر اداره با تخصیص متناسب با حجم مشخص گردید . ۱۷۷ پرسشنامه در ادارات شهرستانها و ۱۱۶پرسشنامه در ادارات شهرستان شیراز توزیع و تکمیل گردید. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و آزمون تی – تست در نرم افزار آماری SPSS11.5 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میانگین سنی آزمودنیها ۵/۶۱ ± ۳۷/۷۱ سال،۸۶/۶% مذکر و ۱۳/۴% مونث ،۹/۳% مجرد و ۹۰/۷% متاهل بودند ،۲۷/۱% دیپلم،۱۸/۴% فوق دیپلم،۵۱/۸% لیسانس و ۲/۷ % نیز بالاتر بودند، از نظر وضعیت استخدام ۷۵/۳% رسمی، ۱/۶% قراردادی . ۲۳/۱% پیمانی بودند. نتایج تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که بین هوش هیجانی و تمامی ابعاد آن با رضایت شغلی رابطه مثبت معناداری وجود دارد، ( ابعاد خلق عمومی،روابط درون فردی ، روابط بین فردی و سازگاری در سطح ۰/۰۱ و بعد کنترل استرس در سطح ۰/۰۵) ، یعنی با افزایش هوش هیجانی در ابعاد مختلف رضایت شغلی کارکنان نیز بهبود می یافت. نتیجه گیری:یافته های مطالعه حاضر نشان داد که رضایت شغلی با تمامی مولفه های هوش هیجانی رابطه مثبت معنی دار دارد. لذا انجام مداخلات آموزشی به منظور افزایش هوش هیجانی در میان کارکنان می تواند منجر به بهبود رضایت شغلی در آنها گردد.