سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

شهین فارابی –

چکیده:

ادبیات و تاریخ در هرجامعه پیوندناگسستنی با یکدیگر دارند. اگر بخواهیم ادبیات یک دوره را مطالعه کنیم، ابتدا باید مسائل سیاسی،اجتماعی و فرهنگی آن دوره را مورد بررسی قرار دهیم. به خصوص در بحث تاریخ نگاری که یکی ازشاخه های ادبیات است، تاریخ نقش اصلی را دارد. دربررسی سبک ادبی پاسخگویی به این سؤالات که چگونه در دوره سامانیان درکنارتواریخ عمومی به زبان عربی، تواریخ عمومی به زبان فارسی رشد فزایندهای یافت و یا دردوره تیموریان لغات مغولی و ترکی در زبان فارسی فزونی گرفت. همچنین چه مسائلی سبب شد در آغاز، تاریخ نگاری که به زبان ساده (نثرمرسل) نوشته می شد و نمونه بارزآن را با تاریخ بلعمی می بینیم، به یک باره دردوره دوم غزنوی با تاثیرپذیری اززبان عربی و ورود لغات وترکیبات عربی واستناد به آیات قرآنی تاحدودی به سوی نثر مصنوع پیش رفت. به گونهای که تاریخ نگاری دردوره مغول بانوشته شدن تاریخ وصاف به اوج تصنع وتکلف رسید ودوباره به عصرصفویان که می رسیم ساده نویسی با تاریخ عالم آرای عباسی و…نمایان شد.هر چند درهمین دوره کتابه ایی مثل فتوحات شاهی نیز نوشته شد که متکلف و لغزگونه بود و در ردیف تاریخ جهانگشای جوینی و جهانگشای نادری به شمار می رفت. دردوره قاجارمسائلی که انقلاب فکری آن روزگاررا ایجادکرد و باعث رواجیافتن ساده نویسی شد به گونهای که روزنامه ها و کتب تاریخی و ادبی برای عموم مردم قابل درک بود. در کنار این نکات ، در بحث تقسیم بندی تواریخ، دانستن این نکته که چرا در بعضی ازدوره ها تواریخ عمومی تفوق داشته دربعضی دوره های دیگرتواریخ محلی ودربعضی دیگر تواریخ شاهی. پاسخ به تمامی سوالات فوق را باید درآیینه تاریخ جستجوکرد و ما سعی می کنیم دراین مقاله به طور مبسوط تأثیرتاریخ درادبیات ایران دوره اسلامی را مورد بررسی قرار دهیم.