سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: دومین کنفرانس ملی مدیریت بحران

تعداد صفحات: ۱۹

نویسنده(ها):

یوسف اشرفی – پژوهشگر دکتری برنام هریزی شهری، دانشگاه تهران
محمدحسین جانبابانژاد – کارشناس ارشد برنام هریزی شهری، دانشگاه تهران،
زینب آذرمند – کارشناس ارشد مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی شریف

چکیده:

مسئله: فاجعه که اتفاق می افتد؛ نیاز به امدادرسانی و نجات جان انسان هایی که در پریشانی خانه و کاشانه خود گرفتار شده انددر اولویت کار نیروهای امدادی قرار م یگیرد. انسان هایی در رد ههای سنی مختلف، از زن و مرد، تا کودک و جوان و افراد مسن. در هنگام فاجعه این احتمال وجود دارد که عملکرد بسیاری از انسان ها، تحت تأثیر شرایط روانی ناشی از شدت حادثه تغییر کند. همچنین ممکن است به خاطر تفاوت انسان ها، در نحوه امدادرسانی به اقشار مختلف، مشکلاتی به وجود آید. یکی از این تفاوت ها، تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد است. بررسی ملاحظات جنسیتی در سوانح، بررسی کلی تفاوت ها و نیازهایجنسیتی در شرایط بحران، شناسایی آسیب پذیری ها و نهادینه ساختن توجه به نیازهای ویژه زنان در شرایط اضطراری می تواند تأثیر به سزایی در مدیریت حوادث داشته باشد.ضرورت: تغییر مناسبات قدرت، شامل کسب نق شهای جدید توسط زنان و از بین رفتن نقش سنتی مردان در شرایط بحران که ممکن است منجر به ایجاد تنش شود، نیازمند یک رویکرد مشارکتی جامعه محور در بحران با مشارکت زنان و مردان است.همچنین از آنجایی که مشارکت فعال مردم آسیب دیده از بحران در تشخیص نیازها و طر حریزی و اجرای برنامه های پاسخ به آن نیازها بسیار مؤثر است و موجب پایداری برنام هها می شود، لذا حرکت از مدیریت بحران به سمت مدیریت بحران جامعه محور مورد تأکید قرار می گیرد. از آنجایی که زنان و مردان اغلب نگرانی ها، دیدگاه ها، تجربیات و راه حل های متفاوتی را برای مسایل ارایه می کنند، لذا مشاوره و بهره برداری از تجربیات هر دو گروه برای هدایت برنام هها در بحران حائز اهمیت است. بدین ترتیب چنا نچه نیمی از جمعیت آسیب دیده مورد مشورت قرار نگرفته باشند به معنی آن است که نیمی از اطلاعات وجود ندارد. البته باید توجه کرد که جنسیت مقوله ای اجتماعی است که مرزها، نقش ها و حد و حدود کارهایی را که هر زن و یا مردی می تواند انجام دهد، مشخص م یکند و زمان و مکان نیز بر حدود نق شهای اجتماعی تأثیرگذار است. برای مثال حد و حدود وظایف زنان در آمریکا، ژاپن و ایران یکسان نیست و در هر یک از این کشورها نیز در زمان های مختلف متفاوت بوده است. بنابراین باید این تفاوت ها در بومی کردن شاخص های مشارکت مورد توجه قرار گیرد. در کشور ما سیل، زلزله، طوفان و خش کسالی از عمد هترین بلایای طبیعی هستند که به دنبال آنها تعداد بسیاری از مردم جان خود را از دست داده و بسیاری دیگر مجروح و بی خانمان شدند. علاوه بر اینها بسیاری از داشتن غذای کافی، پوشاک، بهداشت وسایر ضروریات زندگی محروم می شوند و در نتیجه در معرض آثار نامطلوب شدید روانی و سلامتی قرار می گیرند. عدم آمادگی کافی جامعه برای مقابله با این بلایا پیامدهای سوء فوق را افزایش می دهد. هدف: هدف از این پژوهش، توجه به تفاوت آسی بپذیری ها و ظرفی تها با نگاه ویژه به مقوله جنسیت در شرایط اضطراری و بحران است. مقاله حاضر تلاش خواهد کرد تا چشم انداز جدیدی از تجربیات زنان، نیازها و علایق شان در مدیریت بحران را ارایه کند که در صورت استفاده از آن در برنامه ریزی، سیاست گذاری و اجرای برنامه ها، م یتواند مشارکت معنی دار زنان در هر سطحی از مدیریت بحران را تضمین کند. بنابراین چهار هدف عمده مقاله حاضر به صورت زیر خواهد بود: ۱٫ ظرفیت سازی و ایجاد آموزش برابر با مردان برای زنان؛ ۲٫ شناسایی ظرفیت های مشارکت زنان در چرخه مدیریت بحران؛ ۳٫ شناسایی راه کارهای ارتقای مشارکت رسمی و غیررسمی زنان در چرخه مدیریت بحران؛ ۴٫ ایجاد بسترهایی جهت حضور زنان در تصمیم سازی و تصمیم گیری ها در چرخه مدیریت بحران با هدف شناخت اصولی نیازهای آنها در برنامه ریزی ها. روش تحقیق: روش تحقیق در این مطالعه بر حسب هدف کاربردی و از نظر ماهیت و نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی- تحلیلی می باشد. رویکرد مطالعه در چارچوب چرخه مدیریت بحران خواهد بود. فعالیت های مدیریت بحران در چهار مرحله پیشگیری، آمادگی، مقابله و بازسازی یا بازتوانی قابل دسته بندی است.