بی تردید بتن خود تراکم یکی از بزرگترین پیشرفت های صورت گرفته در چند دهه ی اخیر در تکنولوژی بتن می باشد. مطالعات اولیه بر روی این بتن توسط آقای Okamura از دانشگاه کوجی ژاپن در سال ١٩٨۶ انجام گرفت و تا سال ١٩٨٨ این مطالعات تکمیل و اولین بتن خود تراکم ساخته شد[٢، ١] و در سال ١٩٨٩ اولین مقاله درباره ی بتن خود تراکم به چاپ رسید[٣]. بتن خود تراکم با خصوصیات منحصر به فرد، جایگاه ویژه ای را برای خود در صنعت  بتن سازی فراهم کرده است .

بتن خود تراکم قابلیت آن را دارد که تحت اثر وزن خود جریان یافته و حتی با وجود آرماتورگذاری انبوه می تواند از بین موانع حرکت کرده و تمام گوشه های قالب را پر و تراکم مناسبی را حاصل نماید، که این قابلیت ها منجر به حذف عملیات لرزش و مشکلات ناشی از آن ، ازجمله جدا شدگی ، تراکم ناهمگن در نقاط مختلف سازه و در نتیجه مقاومت فشاری متفاوت در مقاطع مختلف ، کرمو شدن  بعضی از مناطق به علت غیر قابل دسترس بودن برای عملیات لرزش، مختل شدن حرکت شلنگ لرزاننده در مقاطع  با آرماتور گذاری انبوه و…

می شود. از سایر محاسن استفاده ازاین بتن می توان به طول عمر بیشتر قالب ها، ساخت در زمان کوتاهتر، سطوح کارتمام شده بهتر،کاهش آلودگی صوتی ،کاهش نیروی انسانی ، محیط کار ایمن و آزادی عمل بیشتر برای طراحی مقاطع [ ۵، ۴] اشاره کرد. این بتن به تغییرات نسبت ها ی اختلاط، مخصوصاٌ آب اختلاط به شدت حساس است واین عامل در کنار کمبود نیروی کار ماهر در این  زمینه شاید تنها دلایل احتمالی برای عدم استقبال  همگانی فعالان این عرصه باشد.