مقاله بررسی پیکره بنیاد شیوه نام دهی خلیج فارس در مطبوعات و رسانه های آمریکایی به شیوه تحلیل گفتمان انتقادی که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در آذر و دی ۱۳۹۳ در جستارهای زبانی از صفحه ۸۷ تا ۱۰۲ منتشر شده است.
نام: بررسی پیکره بنیاد شیوه نام دهی خلیج فارس در مطبوعات و رسانه های آمریکایی به شیوه تحلیل گفتمان انتقادی
این مقاله دارای ۱۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله تحلیل گفتمان انتقادی
مقاله تحلیل پیکره ای
مقاله خلیج فارس
مقاله راهبردهای نام دهی
مقاله متون رسانه ای

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خیرآبادی رضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
خلیج فارس به عنوان یک شاهراه جغرافیایی بین المللی که به هارتلند جهان نیز شهرت یافته و سومین خلیج بزرگ دنیا به شمار می آید، از چندین منظر حائز اهمیت است. از چند دهه قبل بر سر نام این منطقه منازعات و بحث های مختلفی درگرفته است و اخیرا نیز برخی کشورهای حوزه خلیج فارس و گاه بعضی خبرگزاری ها، مطبوعات، موسسات و نهادهای اروپایی و آمریکایی می کوشند اصطلاح مجعول «خلیج عربی» را جایگزین نام «خلیج فارس» کنند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که بسامد و شیوه توزیع کاربرد واژه خلیج عربی و سایر اصطلاحات مجعولی که توسط رسانه ها و مطبوعات آمریکایی مورد استفاده قرار می گیرد، چگونه است و چه رابطه ای بین کاربرد این اصطلاحات نو پدید با بازه زمانی انتشار مطلب/ خبر و گونه/ ژانر آن وجود دارد؟
روش انجام پژوهش به شیوه پیکره بنیاد و مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی است. برای این منظور، عنوان  Persian Gulfو سه اصطلاح Arabic / Arabian / Arab Gulfرا در دو پیکره انگلیسی، آمریکایی معاصر (COCA) با بیش از چهارصد و پنجاه میلیون واژه از متن های مطبوعاتی و رسانه ای معاصر (بین سال های ۱۹۹۰ – ۲۰۱۲) و پیکره مجله آمریکایی تایم با بیش از یکصد میلیون واژه (از سال ۱۹۲۳ – ۲۰۰۸) را مورد بررسی قرار دادیم و نتایج را به شیوه تحلیل گفتمان انتقادی تحلیل کردیم.
پژوهش حاضر نشان داد که بسامد کاربرد عنوان Persian Gulf در هر دو پیکره مورد استناد با بسامد هیچ یک از سه اصطلاح مجعول (و حتی مجموع بسامد آن ها) قابل مقایسه نیست. از سوی دیگر، در حالی که عنوان خلیج فارس به صورت بی نشان در کل بازه زمانی و گونه های خبری، کاربردی وسیع و غالب داشته است، سایر اصطلاحات، بیشتر در دهه ۱۹۸۰ م. و ۱۹۹۰ م. آن هم اغلب در متن های اقتصادی مرتبط با موضوع نفت، گزینش شده اند.