مقاله بررسی اثرات هیپرگلیسمی و انسولین تراپی بر دوره استروس و ساختار رحم در موش صحرایی که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۹۲ در سلول و بافت از صفحه ۱۴۹ تا ۱۵۷ منتشر شده است.
نام: بررسی اثرات هیپرگلیسمی و انسولین تراپی بر دوره استروس و ساختار رحم در موش صحرایی
این مقاله دارای ۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله هیپرگلیسمی
مقاله چرخه استروس
مقاله هورمون های جنسی
مقاله رحم
مقاله موش صحرایی

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: جمیل فاطمه
جناب آقای / سرکار خانم: بهنام رسولی مرتضی
جناب آقای / سرکار خانم: مهدوی شهری ناصر
جناب آقای / سرکار خانم: دهقانی حسام

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
هدف: دیابت، به عنوان یک اختلال متابولیک، دستگاه های مختلف از جمله اندام های دستگاه تولیدمثل را تحت تاثیر قرار می دهد. در این مطالعه اثرات هیپرگلیسمی و انسولین تراپی بر دوره استروس، ساختار رحم و سطوح هورمون های هیپوفیزی و تخمدانی در موش صحرایی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش: این تحقیق برروی ۴ گروه (n=6) از موش های صحرایی ماده بالغ کنترل، هیپرگلیسمی، هیپرگلیسمی تحت تیمار با انسولین (انسولین) و شم (تزریق بافر سیترات به عنوان حلال استرپتوزوتوسین) انجام شد. القای هیپرگلیسمی توسط استرپتوزوتوسین (۶۰ میلی گرم بر کیلوگرم به صورت داخل صفاقی) و تیمار انسولین (۲۰ IU/kg) به صورت روزانه انجام شد. در طول دوره آزمایش (۳۶ روز)، تغییرات سیکل جنسی حیوان ها (تست اسمیر واژینال) بررسی و در روز ۳۶ پس از خون گیری (جهت سنجش سطوح LH، FSH، استروژن و پروژسترون) شاخ راست رحم خارج، وزن و ۱٫۳ میانی آن، مورد بررسی هیستولوژیک و هیستومتریک قرار گرفت.
نتایج: در مقایسه با گروه کنترل و گروه انسولین، در گروه هیپرگلیسمیک علاوه بر آنکه وزن بدن، وزن و حجم رحم، حجم و ضخامت اندومتر و میومتر به طور معنی داری (
P<0.001) کاهش و سطح پروژسترون بطور معنی داری (P<0.001) فزایش یافت، اتساع عروقی و نفوذ سلول های التهابی نیز مشاهده شد. بین گروه کنترل و گروه تیمار با انسولین تفاوت معنی داری در متغیرهای بالا، مشاهده نشد.
نتیجه گیری: کاهش انسولین، استرس اکسیداتیو ناشی از هیپرگلیسمی، و اختلال احتمالی در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-گناد (HPG)، رحم حیوانات هیپرگلیسمیک را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. انسولین تراپی احتمالا به صورت مستقیم و یا از طریق اصلاح محور HPG و اختلالات متابولیک، می تواند به میزان زیادی از اختلالات رحمی ناشی هیپرگلیسمی بکاهد.