سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: ششمین همایش پژوهشهای ادبی

تعداد صفحات: ۲۳

نویسنده(ها):

فاطمه خانجانی – دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
احمد کریمی – استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس

چکیده:

اساطیر و مردم شناسی ، نشانی های روزگاران بسیار دوری را آشکار می کنند ، که جهان پر بود از چکامه هایی در ستایش ، ایزد بانوان و پریانی که هستی را می آفریدند و گیتی ، مردم ، آب را نگهبان بودند. آنها عشق و زندگی و تازگی و آمد و شد فصل ها و نو شدن سال ها را در رگ گیتی می پاییدند.پریانی که سخت ستوده می شدند و جهان پر بود از آیین ها و اسطوره و کام جستن های‌ ایشان. در روزگار تازه تر ، روزگار مردسالاری ، ایزدان نریمان ، پریان را از ایزدستان خدایی بیرون می رانند و آیین ها و چکامه هایشان را بَد و پلید می شمارند ، اما مردم کماکان در هجوم سنگین ، چکامه هایی که در ستایش ایزدان نریمان و نکوهش پریان سروده می شد ، نتوانستند آن پریان باستانی را از یاد ببرند و پریان به ناخودآگاه همگانی مردم رانده شدند. اما در ادبیات ، هنرها و آنچه که از نا خود آگاهی بیرون می تراود و خودآگاه ، کنترل چندانی بر آنان ندارد ، آن پریان باستانی بازگشت می کنند ، تا جوانی و تازگی و شادابی را ، به مردم و گیتی بخشند و گذار از روزگار سترونی را به روزگار سرشاری و فراوانی شدنی سازند. این نگاه ؛ بازگشت پریان در ادبیات ، را در شاهنامه در سیمای زنان باشکوهی می بینیم ، که گذار از پادشاهی بد ، به پادشاهی خوب را ، به انجام می رسانند و قهرمان نخست داستان به شمار می‌آیند و نریمان را به جلو می رانند. داستان ضحاک و فریدون را به گونه ای نگریستیم که سه زن ، رویداد و نریمان را به جلو می رانند ، ضحاک را آشوب ناک می کنند ، قهرمان آینده را می زایند ، می پایند ، در دل او کین می سپارند و آرمان دگرگونی جهان را در نگاه او می نشانند…