سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی مدیریت و نوآوری

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

عرفان علی میرزایی – دانش آموخته کارشناسی ارشد ترویج کشاورزی دانشگاه تهران
مریم طهماسبی – کارشناس ارشد ترویج و آموزش کشاورزی مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان آبادان

چکیده:

در عصر کنونی، توسعه روستایی جایگاه ویژه ای در تداوم حیات اقتصادی ملت ها دارد و به ویژه در کشورهای غیر صنعتی، محور برنامه های توسعه اقتصاد ملی به شمار می رود. شولتز اقتصاددان بزرگ، در حالی که بروز عدم تعادل را جزء جدایی ناپذیر یک سیستم اقتصادی پویا می داند، فعالیت های کارآفرینانه را به واسطه تسهیل فرآیند تخصیص مجدد منابع در مطلوب ترین شکل ممکن، رکنی اساسی در بازگشت سیستم اقتصاد به حالت تعادل معرفی می نماید. هم چنان که کارآفرینی روستایی می تواند در اندازه های مختلفی ظاهر شود، مشاغل کوچک به دلیل تنوع پذیری بالا در خلق فرصت ها و نوآوری ها، در عرصه کارآفرینی بی همتا هستند و می توانند نقش مؤثری در توزیع عادلانه تر درآمدها در جامعه روستایی ایفا نمایند. علی رغم دهه ها پژوهش در زمینه کارآفرینی، صاحبنظران هنوز از عوامل و چگونگی فرآیند تصمیم گیری که در نهایت منجر می شود یک فرد به کارآفرین تبدیل گردد شناخت جامع و دقیقی ندارند که بخش مهمی از آن به ضعف بنیان تئوریکی موضوع باز می گردد. اگر چه برای سالیان متمادی عقیده بر آن بود که کارآفرینی خصیصه ای ذاتی است و برخی افراد از بدو زندگی کارآفرین متولد می شوند، هم اکنون این توانایی را تا حد زیادی اکتسابی می دانند که ماحصل یک فرآیند روانشناختی پیچیده است. در راستای کمک به غنای ادبیات نظری موضوع، هدف کلی این پژوهش بررسی انگیزه زنان روستایی از مشارکت در فعالیت های کارآفرینانه بود که در رویکردی تطبیقی، به مقایسه نتایج آن با پارادایم طرح شده توسط «مکگی و همکاران، ۲۰۰۷» در ارتباط با انگیزه کارآفرینی زنان پرداخته است. جامعه آماری پژوهش ۷۰ نفر از زنان روستایی کارآفرین دهستان مینوبار از توابع شهرستان آبادان را شامل بود. با استفاده از فرمول کوکران، ۵۰ نفر از این افراد به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از یک نسخه پرسشنامه محقق ساز استفاده شد که روایی محتوایی آن توسط کارشناس امور زنان سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان و دو نفر از زنان پیشرو کارآفرین منطقه تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت (۰/۹۱=α). فرآیند تحلیل داده ها نیز با کمک نرم افزار آماری WINSPSS11.5 صورت گرفت. بر اساس یافته ها از میان ۲۶ متغیر انگیزنده زنان به کارآفرینی، متغیر «دستیابی به استقلال مالی در خانواده» بالاترین اولویت را از دید زنان کارآفرین به دست آورد. با توجه به نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی نیز متغیرهای انگیزنده زنان روستایی به انجام فعالیت-های کارآفرینانه، در قالب چهار مؤلفه کلی تحت عناوین عامل استقلال طلبی، مشارکت مدنی، تنوع بخشی و برتری-جویی دسته بندی شدند که در مجموع، حدود ۶۱ درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین می نمودند. در این میان به غیر از عامل برتری جویی، سایر عوامل با پارادایم طرح شده توسط مکگی و همکاران مطابقت داشتند.