سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین کنگره بین المللی افق های جدید در معماری و شهرسازی

تعداد صفحات: ۲۴

نویسنده(ها):

محمدعلی بکرای – دانشجو

چکیده:

در معماری سنتی ایران , ساختمان بر اساس موقعیت جغرا فیایی اش از طریق سقفها , کاهش سطوح خارجی در برابر تابش مستقیم آفتاب , ایجاد سایبانهای متناسب با هر منطقه , بادگیرها و زیر زمین ها , حیاط مرکزی , جان پناه های سایه گسترپنجره های رو به آفتاب و انتخاب مصالح مناسب بهترین امکان آسایش فضای داخلی را بدون استفاده از دستگاههای پیچیده انرژی بر و آلوده کننده امکان پذیر می سازد .اقلیم از مهمترین عوامل محیطی موثر در طراحی و ساخت مساکن می باشد انسان به تجربه آموخته است که به کمک معماری شرایط حرارتی مناسب را برای خود فراهم سازد اما رشد بی رویه جمعیت و نیاز به مسکن و سرپناه و عدم آشنایی کافی بعضی معماران با مقوله تنظیم شرایط محیطی موجب کم توجهی و بی توجهی به این امر مهم گردیده که به تبع آن گاهی سرپناه آدمی خود موجب ناراحتی حرارتی می شود توجه به اهداف عمده طراحی اقلیمی درهر منطقه آب و هوایی و اینده نگری درجهت تحقق بخشیدن به این اهداف موجب سازگاری و هماهنگی ساختمان ها با شرایط اقلیمی و صرفه جویی در مصرف انرژی وهویت یابی معماری در هر ناحیه اقلیمی خواهد شد . شهریاسوج در ردیف نوشرهایی است که از دهه چهل به بعد تاسیس گردید از آنجایی که شهر فاقد بافت تاریخی و قدیمی است و د رمنطقه ای کوهستانی با زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل متمایل به گرم واقع گردیده است و به لحاظ ساختمان سازی عمدتا دارای ساختمان های جدید می باشد . در مجموع معیار ماهانی میزان سازگاری اقلیمی را در هشت مورد بررسی می کند . در شهر یاسوج در چهار مورد فاصله گذاری، دیوارهای خارجی، بام و محل استراحت در فضای آزاد بیش ا ز ۵۰ درصد نمونه ها سازگاری با اقلیم محل دارند . ولی در چهار مورد دیگر شیوه استقرار ساختمان، ابعاد بازشوها، موقعیت بازشوها و دیوارهای خارجی کمتر از ۵۰ درصد نمونه ها سازگاری اقلیمی دارند . مهمترین عناصر اقلیمی موثر در یاسوج، تابش، ساعات آفتابی، دما و باد شناخته شد . آسایش حرارتی در یاسوج در طی بیشتر شبها مناسب بوده است