سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: همایش ملی انتقال آب بین حوضه ای (چالشها و فرصتها)

تعداد صفحات: ۵

نویسنده(ها):

هومان خاکپور – کارشناس منابع طبیعی، اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری چهارمحال و بختی

چکیده:

طرح های انتقال آب عملاً اسباب خشک شدن رودخانه های حیات بخش و تاریخ ساز کشور، نابودی حیات تالاب ها، به خطر افتادن محیط زیست و تنوع زیستی جانوری و گیاهی، بروز نارضایتی های اجتماعی و ناپایداری سرزمین خصوصاً در حوض های مبدأ شده اند.پیشینه تاریخی طرح ها انتقال آب بین حوضه ای در جهان نیز حکایت از پیامدهای دراز مدت ناگوار مانند رشد سریع و نامتوازن جمعیت در حوضه های مقصد، خشکی و یا کاهش شدید دبی رودخانه ها و چشمه ها و سفره های زیرزمینی، نابودی باتلاق ها و تالاب ها و بروز فجایع زیست محیطی غیر قابل جبران در نواحی مبدأ و صرف هزینه های زیاد، بروز مشکلات اجتماعی و جابجایی ساکنین آبگیرها و مسیرهای انتقال داشته است. آنچه که در سال های اخیر در فلات مرکزی و یا برخی زیست بوم های کشور رخداده و سبب خشکی و کاهش دبی رودخانه ها و چشمه ها، افت سطح آب سفره های زیرزمینی، و یا مرگ تالاب ها شده است. تنها خشکسالی سال های اخیر نبوده بلکه سهم مردمان آن سرزمین ها در بروز این رخدادهای تلخ به مراتب بیشتر بوده است. در دهه های اخیر بدون توجه به داشته های محیطی و اکولوژیکی مناطق و به بهانه اشتغال زایی و تنها با لابی ها، بزرگ ترین و پرمصرف ترین صنایع کشور در چنین مناطقی مستقر شدند، و همین طور به جای افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی و کاهش ضایعات این بخش، فقط به افزایش سطوح زارعی و باغی برای دستیابی به تولید بیشتر اصرار شد و امروز چنین سرنوشتی برای آن زیست بوم ها و مردمان شان رقم خورد. سرزمین ایران در کمربند خشک کره زمین واقع شده و میانگین بارش سالانه ۲۵۰ میلی متری اش کمتر از یک سوم میانگین جهانی است. در حال حاضر میانگین سرانه آب در دسترس مردم جهان ۶۶۶۰، ایرانیان کمتر از ۱۷۵۰ متر مکعب نفر در سال و متوسط حجم کل آب سالانه قابل استحصال کشور حدود ۱۳۰ میلیارد مکعب است. میانگین سرانه آب ایرانیان در طول سه دهه گذشته حدود ۵۰درصد کاهش داشته واز ۳۵۰۰ به کمتر از ۱۷۵۰ مترمکعب نفر در سال رسیده و اگر در افق ۱۴۰۰ جمعیت به ۱۰۰ میلیون نفر برسد، سرانه آب هر ایرانی به ۱۳۰۰ مترمکعب در سال خواهد رسید. سرانه ی ۲۰۰۰ مترمکعب نفر سال مرز ورود به مرحله تنش آبی و ۱۵۰۰ مترمکعب نفر در سال به عنوان خط فقر آب تعیین شده است. هرچند منطقه چهارمحال و بختیاری حدود ۱۰ درصد از منابع آبی ایرانیان را در خود جای داده است اما؛ ۹۰درصد از این آب قابل استحصال (حدود ۱۰۸۰۰ میلیون مترمکعب) به صورت روان آب و یا چشمه های بزرگ از طریق سرشاخه های زاینده رود، در و کارون بزرگ از استان خارج و بیش از ۸۰ درصد از مصارف آب مردمان آن دیار، وابسته به منابع آب های زیرزمینی شده است، به طوری که سالانه در ۱۵ دشت کشاورزی اش، حدود ۶۰۰ میلیون مترمکعب آب بوسیله ۳۶۰۰ چاه و ۴۸۰ رشته قنات از ذخایر زیرزمینی اش بیرون کشیده می شود. بنابراین سرانه آب در دسترس مردم چهارمحال و بختیاری از محل بارش هایش بسیار ناچیز است! بربنیاد معیارها و اصول توسعه پایدار و مبتنی بر ظرفیت های محیطی؛ تنها در شرایطی که هدف از اجرای طرح های انتقال آب بین حوضه ای، تأمین آب شرب، بیم مهاجرت انسانی و با ممانعت از وقوع یک رخداد زیان بار محیط زیستی در حوض های کم آب باشد؛ با رعایت حق آبه های طبیعی و اکولوژیکی فعلی و آینده محیط زیست حوضه مبدأ و تأکید بر عدالت اجتماعی، فقط همان میزان آب مازاد بر نیازهای اکولوژیکی حوضه مبدأ قابل انتقال است.