سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: همایش ملی شهرهای مرزی و امنیت، چالشها و رهیافتها

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

سیروس شفقی – استاد دانشگاه اصفهان

چکیده:

خلیج فارس، بحر فارس یا ردیای پارس که در منابع قدیمی یونان از آن با واژهsinus persicusیعنی خلیج فارس یاد شده که با تمدن کهن ایران همزاد است. خلیج فارس محور ارتباط بین سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا و به عنوان مهمترین مرکز ارتباطی میان سه قاره می باشد. تمدن های کهن چون بابل، سومر، ایران و یونان از موقعیت ممتاز جغرافیایی آن استفاده کردهاند و مسلمانان هم در سدههای نخستین اسلامی از آن استفاده تبلیغاتی مذهبی کردهاند. اما پای اروپاییان از قرن ۱۵ به خلیج فارس و سواحل آن به خلیج فارس و سواحل آن باز و از آن تاریخ به فکر تصرف و تسلط بر آن افتادند و در دهههای اخیر نیز نفوذ ایالات متحده آمریکا در آن بسیار چشم گیر است. اکنون ساکنین سواحل خلیج فارس به واسطه ایرانی بودن، دارای یکپارچگی اجتماعی هستند، اما چندگانگی و همگنی مذهبی در منطقه خلیج فارس بسیار مشهود است. منطقه با تمام تفاوتهای قومی قبیلهای دارای یکپارچگی اجتماعی بوده و جامعه یکدست ایرانی است. با وجود این گاهی مردمان این سامان احساس می کنند که آنها اول به این سواحل تعلق دارند و بعد به ایران و روابط آنها بیشتر با مردم کشورهای خلیج فارس به ویژه شیخ نشین ها و حتی با جنوب آسیا مانند هند و پاکستان بمراتب بیشتر از خود ایران است. در این مطالعه کوتاه کوشش بر این است که علل آن حتی الامکان شناسایی شود. البته گاهی دوگانگی فرهنگی مذهبی و زبانی هدف های اقتصادی، روابط تنگاتنگی را بین ایرانیان ساحل نشین و سرزمین های حوزه خلیج فارس موجب شده است. موقعیت جغرافیایی و استراتژیک سواحل خلیح فارس و تجاری بودن این حوزه نفت خیز با درآمدهای نسبتاً بالا، توجه سوداگران ایرانی و بین المللی را به خود جلب نموده است. زمانی استعمارگران پرتغالی و هلندی بعداً انگلیسی ها و اکنون آمریکایی ها سیاست های سلطه گرانه خود را بر خلیج فارس و سواحل آن گسترده اند و این امر حوزه خیلج فارس را به یک منطقه نا آرام استراتژیک تبدیل نموده است. همه این عوامل دست به دست هم داده و مرزهای جنوبی ایران را به یکی از پرتنش ترین و نا آرام ترین منطقه ژئوپولتیکی جهان تبدیل نموده است