• ودیم چنانچه اشاره شدن به طریقی . ملخصوصر بوده که اکنون مترولی است و در این زمان حرف مربور را S بعد از و او – غله زار معدو له یباع باشد (خویش خویشتن خودد گندم سهمز بصدای یاء ممدود « بر وزن می کنند جز در کلمهٔ « خسوی » به معنی عرق که بصدای یاء فلین و « خوی » نام ولایتی از اذربایجان که به ضمه تلفظ هم شود :
  • و S بعد از واو همدو له الف باشد ( استخوان، بادخوان برخوار g به ܚܿܨ) اول نام بلوکی اصفهان » تیخوار، تنخواه خواب خواجه خواجو خوار خوارزم خوازه ، خواستن خواگی تخم مرغ» خوال، خوالیگر «سفره چی – اشپزی» خوان ، خوانچه ” خوانسالار ، خواهر » خواهش ، هفتخوان ) بصدای الف و اگر بعد از آن حرف دیگری باشد ( آبخور، آبخوست ، آبشخور، آخوند – برخوردار ، خود ٬ خور ، خوراک ، -خورد ، خوردن، خورده ، خورش خورشید خوره پر توی ایزدی شہر جذام » خوش خوندمیر در خور ، دستخوش سالخورده ، فراخور ٬ میر خوند ٬ نخود بصدای ضمه تلفظ میشود جز در کلمه هم خوند هم خداوند یا خواجه باشی ، ضد و نقیض ، نقطهٔ مقابل که بروزن P چند است و در شعر گاهی به رعایت قافیہ بصدای فتحه آرند.

تلفظ معدودی از کلمات یاد شده را در فرهنگها به دو یا سه وجه ضبط کرده اند ۹ از آن جمله است « خوازه ، بر وزن غازه و ملازه و «خوال » بر وزن مال و جوال و «خور ل» دید و دوید و صید ، و در تلفظ این کلمات وجه مشهورتر را باید اختیارکرد

ee=y=i=ی

, این حرف اصلی وسی  دومین حرف از الفبای فارسی و بیست ششمین حرف از الفبای حروف عربی و دهمین حرف از الفبای ابجدی و حساب جملی معادل ده و نام ان«یا»«یی»«یای خطی» و «یاء مُثناه تحتانی» است

اقسام «یاء»

«ی»در فارسی برای چند حرف مصوت و صامت بکار میرود:

«ی»=i (مصوت) موسوم به «باع معروف » پسوند نسبت قرار می گیرد

تهرانی ، اصفهانی و همچنین ضمیر مخاطب (دوم شخص مفرد ): نوشتی، گفتی همچنین . نشانهٔ اسم معنی وحاصل مصدر است : روشنی تاریکی سیاهی و همچنین پسوند لیاقت

اخر مصدر : حورد نی، خواندنی

وی، موسوم به یاء مجهول ، در تلفظ قدیم  در تلفظ کنون مصوت در و حملت وز نکره بکار معر ود مردی اسبی نامه ای