سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: اولین همایش منطقه ای مواد روان گردان

تعداد صفحات: ۲۶

نویسنده(ها):

علی عابدی – کارشناس ارشد روانشاسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک. مرکز مشاو
زهره ملکی –
مینا رستمی –
مریم دهقان –

چکیده:

افکار و عقاید غیرمنطقی و ناکارآمد در قالب تحریف های شناختی بخشی از سبب شناسی اختلالات روانی از جمله وابستگی به مواد را تشکیل می دهند. برخی از این افکار و باورهای غیرمنطقی حول محور دارو و برخی نیز به عنوان عقاید هسته ای و بنیادی، بسترساز رفتارهای متمایل به مصرف و سوء مصرف مواد هستند. پژوهش حاضر جهت کاوش این افکار ناکارآمد بنیادی در افراد مستعد سوء مصرف مواد، به ویژه افراد ترجیح دهنده مخدرهای غیرسنتی، ابتدا گروه بزرگی از دانشجویان پسر با میانگین سنی ۲۱٫۹ را با استفاده از مقیاس آمادگی اعتیاد (IAPS) در دو گروه تشخیصی دانشجویان مستعد سوء مصرف (n =61) و غیر سوء مصرف (n = 156) جای داد. اجرای همزمان پرسشنامه افکار ناکارآمد جونز (IBT) که افکار غیرمنطقی را براساس نظریه شناختی الیس (۱۹۷۶) ارزیابی می کند نشان داد: دو گروه مورد بررسی، درمیانگین کلی مقیاس افکار ناکارآمد تفاوت معناداری نداشتند؛ اما در زیر مقیاسهای ۱، ۲ و ۳ یعنی «ضرورت تاییدو حمایت از جانب دیگران (DA)» (t =2/36)، «انتظار بیش از حد از خود (HSE) » (t =1/97) و« تمایل به سرزنش(BP)» (t =1/95) تفاوتهای موجود معنادار به دست آمدند. دو گروه در مابقی زیر مقیاس ها تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند. بررسی اختصاصی گروه مستعد سوء مصرف مواد با استفاده از مقیاس «ترجیح ماده مصرفی»، که افراد مستعد سوءمصرف را در دو خرده فرهنگ مواد مخدر سنتی و غیرسنتی جای می دهد نشان داد: دو گروه ترجیح دهنده مواد روان گردان سنتی و غیرسنتی در دو مقیاس ۳ و ۸ یعنی «تمایل به سرزنش(BP) » (t =2/29) و «وابستگی (D)» (t =1/98 ) دارای تفاوت معناداری بودند و در دیگر زیرمقیاس ها تفاوت های موجود معنادار به دست نیامدند.